قیمت طلا امروز




 سرگردانی

 روزنامه شرق / ۲۴ ساعت قبل

وجدان بیدار و تبعیدی خاورمیانه

‌زخم نفت، مدرنیزاسیون تحمیلی، رانده‌شدن مردم از جغرافیای زیست‌شان‌ و تبدیل حافظه جمعی به میدان مقاومت. جلد اول «شهرهای نمک»، یعنی «سرگردانی»، در نسخه فارسی با ترجمه امل نبهانی منتشر شده و آن را می‌توان رمانی درباره پیدایش نفت در شبه‌جزیره عربستان و دگرگونی روستاها و بادیه‌ها معرفی کرد.
 وجدان بیدار و تبعیدی خاورمیانه
به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

‌زخم نفت، مدرنیزاسیون تحمیلی، رانده‌شدن مردم از جغرافیای زیست‌شان‌ و تبدیل حافظه جمعی به میدان مقاومت. جلد اول «شهرهای نمک»، یعنی «سرگردانی»، در نسخه فارسی با ترجمه امل نبهانی منتشر شده و آن را می‌توان رمانی درباره پیدایش نفت در شبه‌جزیره عربستان و دگرگونی روستاها و بادیه‌ها معرفی کرد. متن عربی کتاب نخستین‌ بار در ۱۹۸۴ در بیروت منتشر شد و ترجمه انگلیسی پیتر تروکس در ۱۹۸۷-۱۹۸۹ در دسترس خوانندگان انگلیسی‌زبان قرار گرفت. نبهانی از حیث هویت حرفه‌ای، فقط مترجم این رمان نیست؛ او مترجمی است که پیش‌تر برای ترجمه «فرانکشتاین در بغداد» احمد سعداوی به فارسی در جایزه شیخ حمد، در بخش ترجمه از عربی به فارسی، رتبه سوم گرفته است. نبهانی متولد ۱۳۵۳ در اهواز است و زبان فرانسه را در دانشگاه شهید چمران اهواز و علامه طباطبایی تهران خوانده است. منیف اقتصاددان نفت بود، در صنعت نفت کار کرده بود، با حکومت‌های استبدادی و سلطنتی درگیر بود، تابعیت سعودی‌اش را از دست داد‌ و به‌خصوص از این رنج می‌برد که نفت به‌جای ساخت آینده، به ابزار تداوم سلطه، استبداد و وابستگی بدل شد. «شهرهای نمک» مرثیه ساده‌ای برای گذشته نیست؛ منیف دشمن مدرنیته نیست، بلکه با صورت منحرف، خشونت‌بار و رانتی مدرن‌سازی در شبه‌جزیره عربستان درگیر است. «شهرهای نمک» رمانی است درباره لحظه‌ای که جهان قدیم، بی‌آنکه مجال فهمیدن داشته باشد، زیر چرخ‌های جهان جدید له می‌شود. عبدالرحمن منیف در این اثر، نفت را نه صرفا ماده‌ای سیاه در اعماق زمین، بلکه نیرویی تاریخی می‌بیند که می‌تواند زبان، مکان، خانواده، قدرت، بدن، خاطره و حتی خیال مردم را دگرگون کند. در «سرگردانی»، نخستین جلد این پنج‌گانه، وادی العیون فقط یک مکان نیست؛ حافظه جمعی است، آب است، درخت است، راه کاروان است و در نهایت میدان نخستین مقاومت در برابر نظمی است که با وعده رفاه می‌آید اما با کوچ، ترس، تملک و فراموشی پیش می‌رود. با امل نبهانی، مترجم ایرانی این اثر، درباره دشواری ترجمه منیف، نسبت ادبیات با استبداد، معنای نفت در جهان عرب‌ و این پرسش گفت‌وگو می‌کنیم که آیا رمان می‌تواند در برابر فراموشی تاریخی بایستد؛ و اگر می‌تواند، مترجم چه نقشی در انتقال این مقاومت از زبانی به زبان دیگر دارد؟ و البته موضوع مهم‌تر محتوای کتاب و مسئله‌ای است که بر آن دست گذاشته است؛ مسئله‌ای که محمدعلی موحد نیز در شب اخیر بخارا به آن اشاره کرد و گفت: «خواب آشفته نفت همچنان ادامه دارد و تا زمانی که برای نفت آلترناتیوی پیدا نشود، این گرفتاری با ما خواهد بود». این ما فقط ایران نیست و شامل کل خاورمیانه می‌شود.

 

 شما متولد اهواز‌ هستید؛ شهری که خود در مرز زبان‌ها، قومیت‌ها، خاطره نفت، جنگ، رود و جنوب ایستاده است. وقتی سراغ «شهرهای نمک» رفتید، چه چیزی از تجربه زیسته اهواز به فهم شما از جهان منیف کمک کرد؟

اهواز یک موقعیت جغرافیایی صرف نیست؛ یک خاستگاه معرفتی است برای هر‌کسی که می‌خواهد پدیده نفت و پیامدهای زیستی آن را درک کند. وقتی شما در اهواز بزرگ می‌شوید، با یک دوگانگی ساختاری ملموس زندگی می‌کنید؛ از یک سو رودخانه، نخلستان‌ها، زیست سنتی و پیوند تاریخی مردم با آب و خاک را دارید و از سوی دیگر، هجوم ناگهانی صنعت، لوله‌های عظیم نفت، فنس‌ها و کمپ‌های شرکتی که فضا را به دوپاره خودی و بیگانه تقسیم کرده‌اند. وقتی خواندن «شهرهای نمک» را شروع کردم، اتمسفر «حرّان» یا فرایند تصرف و دگرگونی «وادی العیون» برای من یک کشف داستانی صرف نبود، بلکه بازخوانی خلاقانه همان تصاویری بود که در خوزستان دیده بودم. منیف در رمان خود از گسستی حرف می‌زند که با ورود مته‌ها و بولدوزرها به بادیه رخ می‌دهد؛ یعنی لحظه‌ای که جغرافیا هویت بومی‌اش را از دست می‌دهد و به منطقه صنعتی تحت کنترل کمپانی تبدیل می‌شود. تجربه زیسته‌ام در اهواز‌ به من این امکان را داد که «زبان فضا» را در کار منیف بفهمم. متوجه بودم که دردهای کارگر بومی رانده‌شده به حاشیه کمپ چه ماهیتی دارد؛ چراکه ما هم در جنوب با همین پدیده «توسعه تحمیلی و نامتوازن» و حاشیه‌نشینی ناشی از آن روبه‌رو بوده‌ایم. در واقع، زیستن در اهواز به من چشم‌اندازی داد تا ترجمه‌ام از منیف، یک برگردان واژگانی خشک نباشد، بلکه انتقال وفادارانه تجربه‌ زیستن در سایه غول نفت باشد.

 تحصیلات دانشگاهی شما در زبان فرانسه بوده، اما نام شما برای مخاطب فارسی با ترجمه ادبیات عرب گره خورده است. این مسیر از فرانسه به عربی، از دانشگاه به ترجمه و از ترجمه‌های معاصر عربی به منیف چگونه شکل گرفت؟

شاید در نگاه اول این یک چرخش ناگهانی به نظر برسد، اما در واقع نوعی هم‌افزایی فرهنگی بود. زبان فرانسه به من آموخت که چطور به ساختار زبان، فرم رمان و نظریه‌های ادبی مدرن نگاه کنم. فرانسه ذهن من را در تحلیل متن صیقل داد. اما زبان عربی، زبان مادری، زبان عاطفه و زیست بومی من بود. جذابیت ادبیات معاصر عرب برای من در این است که این ادبیات، نبض تپنده خاورمیانه است؛ منطقه‌ای سرشار از قصه‌های ناگفته، درام‌های خونین و در عین حال انسانی‌ترین پیوندها. وقتی دیدم این هیبت بزرگ ادبی چقدر در ایران ناشناخته مانده یا گاه با عینک‌های تقلیل‌گرایانه به آن نگاه می‌شود، احساس کردم می‌توانم پل رابط شوم. حرکت از کارهای مدرنی مثل سعداوی به سمت کلاسیک سنگینی همچون منیف، روندی طبیعی برای عمیق‌تر‌شدن در این مسیر بود.

 پیش‌تر با ترجمه «فرانکشتاین در بغداد» شناخته شدید و همان ترجمه برای شما جایگاه بین‌المللی هم آورد. وقتی بعد از احمد سعداوی سراغ عبدالرحمن منیف رفتید، احساس کردید از ادبیات پساجنگ و هیولای شهری بغداد وارد ​کدام قلمرو تازه شده‌اید؟

در «فرانکشتاین در بغداد»، ما با یک فروپاشی ثانویه و شهری روبه‌رو هستیم؛ هیولایی ساخته‌شده از اعضای بدن قربانیان جنگ که در کوچه‌پس‌کوچه‌های بغداد اشغال‌شده پرسه می‌زند. آنجا فضا، فضای جنون، وحشت شهری و ازهم‌گسیختگی پس از آوار است. اما با ورود به جهان عبدالرحمن منیف، گویی به سرچشمه رفتم. از هیولای پساجنگ بغداد، به نقطه‌ای برگشتم که اولین خشت‌های این هیولا گذاشته شد: لحظه ورود مته و بولدوزر به بادیه، لحظه گسست اولیه. جهان منیف، قلمرو حماسه‌ بادیه است که در آستانه بلعیده‌شدن توسط مدرنیته تحمیلی قرار دارد. اگر در کار سعداوی با «انفجار و ترکش» روبه‌رو هستیم، در کار منیف با «فرسایش تدریجی و ریشه‌کن‌شدن درختان» طرفیم. از آشوب یک کلان‌شهر زخمی به سکوت سنگین بادیه‌ای رفتم که قرار بود زیر چکمه‌های نفت به سنگ و سیمان تبدیل شود. این حرکت، حرکت از معلول به علت بود.

 ترجمه «شهرهای نمک» از آن پروژه‌هایی است که مترجم را سال‌ها با خود درگیر می‌کند. اولین مواجهه شما با منیف چه زمانی بود؟ خواندن او برایتان دشوار نبود، به‌خصوص این اثر؟

اولین مواجهه من با منیف به سال‌ها پیش برمی‌گردد، این رمان را سال‌ها پیش خوانده بودم، اما ترجمه‌اش پیشنهاد یکی از دوستان بود؛ یعنی دقیقا زمانی که در جست‌وجوی ریشه‌های رمان‌نویسی نوین عربی بودم. همیشه نام «مدن الملح» به‌عنوان یک سد نفوذناپذیر مطرح بود. خواندن منیف به زبان اصلی، ساده نیست؛ نه به‌خاطر پیچیدگی‌های فلسفی خودخواسته، بلکه به خاطر «چگالی بالای کلمات». زبان او مثل خاک بادیه، پربار، زبر، چسبنده و عمیق است. وقتی برای اولین بار «التّیه» (سرگردانی) را خواندم، احساس غرق‌شدگی در یک بیابان بی‌پایان به من دست داد. نثر او تعجیلی برای رسیدن به گره‌گشایی ندارد؛ او با صبوری یک مرد بادیه‌نشین توصیف می‌کند. دشواری کار با منیف در این است که شما باید ریتم کند، صبور و در عین حال پرصلابت او را در فارسی بازآفرینی کنید. واقعا هم خواندنش یک چالش بزرگ بود و ترجمه‌اش یک ریاضت ادبی، اما همین چالش بود که مرا شیفته این اثر کرد.

 در ترجمه این رمان، شما فقط با عربی معیار روبه‌رو نیستید؛ با لهجه، فرهنگ بادیه، ضرب‌المثل، لحن قبیله‌ای، اصطلاحات دینی، مناسبات کاروانی و جهان شفاهی سروکار دارید. برای فارسی‌کردن این لایه‌ها چه راهبردی داشتید؟

این بزرگ‌ترین چالش من بود. اگر زبان منیف را به یک فارسی رسمی و منجمد دانشگاهی ترجمه می‌کردم، روح بادیه در آن می‌مرد. اگر هم بیش از حد به سمت عامیانه‌نویسی یا استفاده از لهجه‌های محلی ایرانی می‌رفتم، هویت عربی کار آسیب می‌دید. راهبرد من ایجاد یک «فارسی اقلیمی و تنومند» بود؛ نثری که واژه‌هایش عطر خاک، باد و چوب بدهند. تلاش کردم برای اصطلاحات بادیه‌نشینان، معادل‌هایی در فارسی پیدا کنم که در عین روان‌بودن، غریب‌زدایی نکنند؛ یعنی مخاطب فارسی‌زبان حس کند که با آدم‌هایی از جنس کویر و آفتاب طرف است، اما زبان آنها برایش بیگانه نباشد.

 پیتر تروکس، مترجم انگلیسی، در یادداشت خود تأکید کرده که برای دقت ترجمه، مشورت درباره لهجه‌های عربی برایش حیاتی بوده است. شما در ترجمه فارسی با مسئله لهجه‌ها، اسم‌ها، دعاها، دشنام‌ها و اصطلاحات بومی چگونه برخورد کردید؟

تروکس از بیرون به این جغرافیا نگاه می‌کرد و طبیعتا نیاز به راهنما داشت. برای من، به‌عنوان کسی که با این زبان به دنیا آمده، رشد کرده و با این بافت زبانی و فرهنگی زیسته، بسیاری از این دعاها، دشنام‌ها و اصطلاحات‌ غریبه نبودند. لحن نفرین‌ها، تعارفات بادیه‌نشینان و سوگندهایشان در فرهنگ شفاهی جنوب نیز طنین مشابهی دارد. با این حال، کار علمی و دقیق نیازمند تطبیق مستمر بود. در مواردی که اصطلاحات بسیار خاص نجد یا بادیه‌های شبه‌جزیره به کار رفته بود، به واژه‌نامه‌های تخصصی رجوع می‌کردم. درباره دشنام‌ها و دعاها، تلاش کردم آنها را به صورت تحت‌اللفظی مرده ترجمه نکنم، بلکه کارکرد عاطفی‌شان را منتقل کنم؛ یعنی اگر دعایی قرار است حس صمیمیت ایجاد کند یا دشنامی قرار است عمق کینه را نشان دهد، معادل فارسی‌اش هم همان حس را برانگیزد.

 بسیاری از مترجمان وقتی با یک کلاسیک بزرگ روبه‌رو می‌شوند، میان «وفاداری به متن» و «خواندنی‌کردن متن» گرفتار می‌شوند. برای شما چگونه بود؟

این دوقطبی همیشه وجود دارد، اما من فکر می‌کنم وفاداری واقعی به یک شاهکار ادبی، در ترجمه واژه به واژه نیست، بلکه در «وفاداری به لحن، اتمسفر و وفاداری به تجربه حسی نویسنده» است. اگر به تک‌تک واژه‌های منیف وفادار می‌ماندم اما خروجی کار نثری الکن و خسته‌کننده می‌شد که خواننده فارسی پس از 10 صفحه آن را رها کند، در واقع به منیف خیانت کرده بودم. تلاش من این بود که متنی خواندنی و روان ارائه دهم، اما این روان‌بودن به قیمت اهلی‌کردن یا ساده‌سازی نثر سرکش منیف تمام نشود. سعی کردم سختی‌ها و ناهمواری‌های نثر او را حفظ کنم تا مخاطب فارسی‌زبان همان سنگینی و ابهتی را حس کند که یک خواننده عرب‌زبان در مواجهه با متن اصلی تجربه می‌کند.

 در معرفی‌های فارسی، گاهی از واقع‌گرایی جادویی و اسطوره در کار منیف سخن رفته، در حالی‌ که برخی منابع انگلیسی اثر را به طبیعت‌گرایی و رئالیسم اجتماعی نزدیک می‌دانند. شما به‌عنوان مترجم، نثر منیف را بیشتر در کدام سنت ادبی می‌گذارید؟

به نظرم تقلیل‌دادن کار منیف به یکی از این مکاتب، نادیده‌گرفتن کلیت آن است. کار منیف یک «رئالیسم زمخت و تنومند» است که به‌ناچار در اتمسفر بادیه با اسطوره و باورهای جمعی گره می‌خورد. وقتی شما در بیابانی زندگی می‌کنید که مرز میان وهم و واقعیت در گرمای سوزان ظهر آن اقلیم گم می‌شود، «جادو» بخشی از واقعیت روزمره شماست، نه یک صنعت ادبی خودخواسته برای تزیین داستان. بنابراین، جنبه‌های ماوراءطبیعی داستان برخاسته از ذهنیت بادیه‌نشینان است، نه تقلیدی از رئالیسم جادویی آمریکای لاتین. من کار او را یک «رئالیسم بومی و اقلیمی» می‌دانم که به‌شدت به خاک، طبیعت و روابط مادی تولید (نفت و کار) وفادار است، اما هم‌زمان روان جمعی آدم‌های بادیه را که با اسطوره‌ها عجین است، بازتاب می‌دهد.

 کدام بخش رمان در ترجمه بیش از همه شما را فرسوده کرد؛ نه از نظر حجم، بلکه از نظر عاطفی، هم‌سرنوشتی؟

بخش مربوط به ریشه‌کن‌کردن درختان وادی العیون و ویرانی خانه‌ها عمیقا مرا از پا انداخت. توصیف منیف از بولدوزرهایی که مثل دیوهای آهنی به نخلستان‌ها هجوم می‌برند و صدای ناله درختانی که زیر چرخ‌های آنها خرد می‌شوند، فراتر از یک توصیف ساده بود. من موقع ترجمه این بخش‌ها، نه‌فقط به‌عنوان مترجم، بلکه به‌عنوان کسی که شاهد تغییرات ناگهانی و تخریب‌های اقلیمی در جنوب بوده، گریه کردم. آن حس ناتوانی بومیان در برابر قدرتی که هیچ فهمی از قداست خاک و درخت ندارد، یک فرسایش عاطفی واقعی برایم بود. تنهایی متعب الهذال، رنج کارگرها و مرگ دو سه شخصیت اصلی رمان واقعا برایم دردناک بود.

 اگر بخواهید یک فراز از کتاب را برایمان انتخاب کنید کدام بخش است و چرا؟

فرازی که در آن «متعب الهذال» روی تپه‌ای ایستاده و به وادیِ ویران‌شده نگاه می‌کند و متوجه می‌شود جهانش برای همیشه از دست رفته است. او نه شیون می‌کند و نه شعار می‌دهد؛ فقط در سکوت ناپدید می‌شود. این ناپدیدشدن، قوی‌ترین شکل اعتراض است. این صحنه برای من نمادِ حقیقتِ خاورمیانه است؛ مردمی که زیر چرخ‌دنده‌های توسعه دستوری له می‌شوند و تماشاچیِ غارتِ خاطرات خود هستند.

 شما در ترجمه ادبیات عربی معاصر، از محفوظ و سعداوی تا منیف، با جهان‌هایی روبه‌رو شده‌اید که به فارسی‌زبانان نزدیک‌اند اما اغلب ناشناخته مانده‌اند. فکر می‌کنید ترجمه عربی به فارسی امروز چه خلأیی را در ذهن فرهنگی ما پر می‌کند؟

ما سال‌هاست که خاورمیانه را از عینک رسانه‌های غربی یا تحلیل‌های سیاسیِ خشک دیده‌ایم. همسایگانمان را از طریق خبرِ انفجارها، قیمت نفت و جنگ‌ها می‌شناسیم، نه از طریق روح، تخیل و ادبیاتشان. این یک نابینایی فرهنگی بزرگ است. ترجمه ادبیات عرب به فارسی، این خلأ بزرگ یعنی «فقدان شناخت همدلانه» را پر می‌کند. ما متوجه می‌شویم که دردهایمان چقدر مشترک است؛ تروماهای تاریخی‌مان چقدر به هم شبیه‌اند و استبداد، نفت و تجدد تحمیلی چگونه زندگی‌هامان را به یک شکل شخم زده است. این ترجمه‌ها به ما کمک می‌کنند تا بفهمیم در این جغرافیا تنها نیستیم و هم‌سرنوشتیم. رمان، روح یک ملت است و تا رمان‌های همسایگانمان را نخوانیم، آنها را نخواهیم شناخت.

 اگر قرار باشد مخاطب ایرانی شما را نه‌فقط به‌عنوان «مترجم یک کتاب»، بلکه به‌عنوان مترجمی با پروژه فکری بشناسد، آن پروژه چیست؟

پروژه فکری من «روایت رنج‌ها، مقاومت‌ها و مسخ‌شدگی خاورمیانه از طریق کلمات» است. من به دنبال آثاری هستم که دست روی نقاط حساس تاریخی ما می‌گذارند؛ آثاری که از هویت غارت‌شده، از هیولاهای پساجنگ و از شهرهای سستی که روی نفت بنا شده‌اند می‌گویند. امید دارم بتوانم با ترجمه، این صدا را به گوش مخاطب برسانم که خاورمیانه فقط یک منطقه جغرافیایی یا یک منبع انرژی نیست بلکه بستر یکی از عمیق‌ترین تجربیات حیات انسانی در مواجهه با مدرنیته، استعمار و استبداد است.

 برای خواننده فارسی، عبدالرحمن منیف هنوز آن‌قدر که باید شناخته‌شده نیست. شما اگر بخواهید در چند جمله او را معرفی کنید، منیف را بیشتر چه می‌دانید: رمان‌نویس، اقتصاددان نفت، تبعیدی سیاسی، منتقد استبداد، یا تاریخ‌نگار ادبی شبه‌جزیره؟

منیف همه این‌هاست، اما اگر بخواهم او را در یک عبارت خلاصه کنم، او «وجدانِ بیدار و تبعیدیِ خاورمیانه» بود؛ کسی بود که با ابزار رمان، جراحی بزرگی روی پیکره بیمار شبه‌جزیره انجام داد. اقتصاد به او تحلیل علمیِ نفت را داد، تبعید به او فاصله عاطفی لازم برای دیدن کل ماجرا را بخشید و رمان‌نویسی به او جادوی کلمات را داد تا این دانش‌ها را به یک حماسه انسانی تبدیل کند. منیف تاریخ‌نگاری بود که به‌جای ثبت وقایع رسمی سلاطین، تاریخِ تن و جانِ مردم عادی را نوشت.

 منیف دکترای اقتصاد نفت داشت و در ساختارهای نفتی هم کار کرده بود، اما بعدها یکی از مهم‌ترین رمان‌های ضد رانت، ضد استبداد و ضد غارت نفت را نوشت. این دوگانگی، یعنی شناخت درونی از نفت و نقد ادبی نفت، را چگونه می‌بینید؟ به‌خصوص که روشنفکران و ادیبان ایرانی بسیاری نیز این‌گونه بود خود در دل نفت زیستن و بودند و بعد به‌نوعی به ضد آن یا ضد مدل مواجهه و بهره‌برداری از آن بدل شدند؟

این دوگانگی نیست؛ این تکامل و آگاهی است. کسی که درون ماشین غول‌پیکر نفت کار کرده باشد، دندانه‌های چرخ‌دنده‌های آن را بهتر می‌شناسد. منیف وقتی از بالا و از منظر اقتصاد سیاسی به نفت نگاه کرد و هم‌زمان در میدان کار با کارگران دمخور شد، فهمید که نفت چگونه روابط انسانی را مسخ می‌کند. این تجربه شبیه به تجربه نویسندگان جنوب ماست؛ کسانی که خود کارمند شرکت نفت بودند اما بعدها به بزرگ‌ترین منتقدانِ فرهنگ شرکتی و غارتِ ملازم با آن تبدیل شدند. نفت ابتدا با وعده «آبادانی» می‌آید، اما وقتی وارد ساختار سیاسی می‌شود، به ابزار بقای استبداد بدل می‌گردد. منیف چون این فرایند را از نزدیک دیده بود، توانست بدون شعارزدگی، مکانیزمِ دقیقِ این ویرانی را به تصویر بکشد.

 پیتر تروکس نوشته که نفت و سیاست سراسر زندگی منیف را پر کرده بود و او با سلطنت‌ها و دیکتاتوری‌های نفتی سر سازگاری نداشت. به نظر شما دانستن این زندگی‌نامه، خواندن «شهرهای نمک» را عوض می‌کند یا رمان بدون دانستن زندگی منیف هم کار خودش را می‌کند؟

رمان به خودی خود یک کل منسجم و قدرتمند است و بدون دانستن بیوگرافی منیف هم اثر خودش را روی خواننده می‌گذارد. عظمت ادبی «شهرهای نمک» در این است که از یک بیوگرافی شخصی یا یک گزارش فراتر می‌رود. اما دانستن زندگی‌نامه منیف، یعنی لغو تابعیت او، آوارگی‌اش میان بغداد، بیروت، دمشق و پاریس، به خواننده کمک می‌کند بفهمد که پشت هر خط این کتاب، چه هزینه سنگین شخصی پرداخت شده است. این آگاهی، یک لایه احترام و درک عمیق‌تر تاریخی به خوانش رمان اضافه می‌کند.

 منابع عربی می‌گویند مدن الملح در کشورهای خلیج ممنوع شد و تابعیت سعودی منیف نیز از او گرفته شد؛ چون رمان را تحریک‌کننده علیه ساختار قدرت می‌دیدند. چرا یک رمان می‌تواند برای قدرت سیاسی این‌قدر خطرناک باشد؟

قدرت‌های استبدادی همیشه می‌خواهند تاریخ را خودشان روایت کنند؛ روایتی خطی، حماسی و دروغین از پیشرفت و عظمت حاکمان. رمانِ خوب، این انحصار روایت را می‌شکند. منیف در «شهرهای نمک» نشان می‌دهد که این پادشاهی‌ها و ثروت‌ها نه حاصل تدبیر شیوخ، بلکه حاصل یک معامله استعماری و لگدمال‌کردن حقوق مردم بومی است. وقتی رمان صدای کارگری را که زیر آفتاب می‌سوزد و تحقیر می‌شود ثبت می‌کند، در واقع سند محکومیت حاکمان را امضا می‌کند. رمان خطرناک است چون «حافظه» می‌سازد و استبداد برای بقا، نیاز به «فراموشی عمومی» دارد.

 خود منیف گفته بود باید درباره نفت و صحرا حرف زده می‌شد، چون این دو موضوع در دوره‌ای تاریخی سرنوشت منطقه را تغییر دادند. در نگاه شما، دغدغه اصلی او از نوشتن شهرهای نمک چه بود: افشای نفت، ثبت تاریخ، دفاع از مردم، یا ساختن حافظه‌ای در برابر فراموشی؟

همه اینها زنجیروار به هم متصل هستند، اما هدف نهایی او «ساختن حافظه‌ای در برابر فراموشی» بود. صحرا تا پیش از نفت، نظم، فرهنگ و شأن خود را داشت؛ نفت آمد و آن نظم را نابود کرد بی‌آنکه نظمی انسانی‌تر جایگزینش کند. منیف می‌دید که شهرهای سستِ نمکی دارند روی خون و خاطره بیابان ساخته می‌شوند و نسل‌های بعدی شاید هرگز به یاد نیاورند که زیر این بتن‌ها و برج‌ها، چه کسانی با چه شرافتی زندگی می‌کردند. او می‌خواست نگذارد سیمانِ مدرنیته نفت‌محور، چهره واقعی تاریخ را بپوشاند.

 در منابع عربی، منیف گاهی «ثائر روائی» یا نویسنده‌ای خوانده می‌شود که رمان را به ابزار مقاومت تبدیل کرد. اما رمان او شعار نمی‌دهد. این تفاوت را چطور توضیح می‌دهید؟ ادبیات چگونه با استبداد مقابله می‌کند بی‌آنکه به بیانیه حزبی تبدیل شود؟

تفاوت نویسنده بزرگ با نویسنده حزبی در همین‌جاست. بیانیه حزبی احکام صادر می‌کند، اما رمانِ منیف «تجربه زیسته» خلق می‌کند. منیف به جای اینکه بگوید «امپریالیسم بد است»، به ما نشان می‌دهد که وقتی یک آمریکایی با نقشه‌اش وارد وادی می‌شود، سگ‌های ده چطور پارس می‌کنند و زنان چطور نوزادانشان را در آغوش می‌کشند. او با تمرکز روی جزئیاتِ حسی، زندگی، بوها، طعم‌ها و روابط انسانی، مقاومت را به تصویر می‌کشد. ادبیات با «شخصیت‌پردازی عمیق و زنده نگه‌داشتن جزئیات» با استبداد مبارزه می‌کند، نه با شعارهای تاریخ‌مصرف‌دار.

 در جهان منیف، استبداد فقط در قصر و اداره نیست؛ در قرارداد نفتی، پلیس، کمپانی، زبان تحقیر، خرید زمین، تقسیم فضا، و حتی در شکل جدید شهرسازی هم حضور دارد. آیا این همان چیزی است که امروز می‌توانیم آن را «استبداد زیرساختی» بنامیم؟

دقیقا همین‌طور است. منیف نابغه درک این نوع استبداد بود و به ما نشان می‌دهد که استبداد مدرن نیازی ندارد همیشه با شلاق بیاید؛ او با جاده‌کشی، با دیوارهای کمپانی، با سیم‌خاردارها، و با تغییر کاربری زمین‌های عمومی به املاک خصوصی می‌آید. این شکلی از اعمال قدرت است که جغرافیا و فضا را به‌گونه‌ای طراحی می‌کند که مردم عادی خودبه‌خود حاشیه‌نشین و مطیع شوند. این استبدادِ پنهان در بتن و نقشه، به‌مراتب ماندگارتر و خطرناک‌تر از استبداد فردی است.

 این‌طور که تصور می‌شود منیف ضد مدرنیته نبود؛ مسئله او مدرنیزاسیون تحمیلی، شرکت‌محور و بی‌عدالتی بود. شما این ظرافت را در کجای رمان می‌بینید؟

منیف اقتصاددانی مدرن بود و ارزش ابزار نوین را می‌دانست. مخالفت او با مدرنیته نبود، بلکه با «مسخ انسانیت» به اسم پیشرفت بود. این ظرافت را در صحنه‌هایی می‌بینیم که مردم از ابزارهای جدید شگفت‌زده می‌شوند؛ آنها در ابتدا با ابزار دشمنی ندارند، بلکه با رابطه‌ای که این ابزارها بین انسان‌ها ایجاد می‌کنند (رابطه ارباب و بنده، کمپانی و کارگر ارزان) مشکل دارند. منیف نشان می‌دهد که چگونه جاده‌ها نه برای وصل‌کردن انسان‌ها، بلکه برای سرعت‌بخشیدن به غارت منابع کشیده می‌شوند.

 عنوان «شهرهای نمک» خود به شکنندگی شهرهایی اشاره دارد که ناگهان با ثروت نفتی برپا می‌شوند اما پایدار نیستند. در یکی از گفتارهای منیف، شهرهای نمک شهرهایی‌اند که بر تراکم تاریخی و طبیعی بنا نشده‌اند، بلکه مثل بادکنک حاصل انفجار ثروت ناگهانی‌اند. آیا این عنوان امروز حتی روشن‌تر از زمان انتشار رمان نیست؟

امروز این عنوان بیشتر شبیه به یک پیشگوییِ تحقق‌یافته است. وقتی به شهرهای بزرگ خلیج‌ فارس نگاه می‌کنیم، برج‌های عظیمی را می‌بینیم که روی شنزارهای گرم ساخته شده‌اند؛ شهرهایی فوق مدرن اما عمیقا شکننده که حیاتشان به یک ماده بند است و اگر روزی آن ماده تمام شود یا بازارش سقوط کند، مثل نمک در باران حل خواهند شد. این شهرها فاقد ریشه تاریخی و پیوند طبیعی با محیط زیست خود هستند؛ آنها ویترین‌های شیکی هستند که بحران‌های زیست‌محیطی و انسانی بزرگی را در خود پنهان کرده‌اند.

 یکی از محورهای موردنظر ما «تأثیر منیف در انسجام سرمایه اجتماعی» است. به نظر شما منیف با بازسازی صدای مردم، کارگران، بادیه‌نشینان، زنان، پیران و حاشیه‌نشینان، چه نوع سرمایه اجتماعی می‌سازد؟ آیا رمان می‌تواند جامعه‌ای ازهم‌گسیخته را دست‌کم در سطح حافظه و محوریت یک مسئله دوباره کنار هم بنشاند؟

بله، رمان منیف دقیقا یک «چسب اجتماعی» در سطح حافظه جمعی است. در دنیایی که استبداد تلاش می‌کند آدم‌ها را به مصرف‌کنندگانِ تک‌افتاده تبدیل کند، منیف با نوشتن از رنج‌های مشترک کارگران و آوارگان، یک «ما»ی تاریخی می‌سازد. او با دادن تریبون به حاشیه‌نشینان، به آنها شأن و هویت می‌دهد. وقتی کارگر امروز رمان منیف را می‌خواند، متوجه می‌شود که رنجش ریشه‌ای تاریخی دارد و او بخشی از یک کل بزرگ‌تر است که در برابر این مسخ‌شدگی ایستادگی می‌کند.

 در «شهرهای نمک»، شخصیت متعب الهذال به‌نوعی وجدان زخمی وادی است. آیا او قهرمان است، شبح مقاومت است، پدر ازدست‌رفته است، یا نماد مردمی که می‌فهمند فاجعه در راه است اما زبان رسمی آنان را دیوانه و عقب‌مانده معرفی می‌کند؟

او همه این‌هاست، اما بیش از همه «وجدانِ زنده و تسلیم‌ناپذیر جغرافیا» است. متعب الهذال قهرمان کلاسیک نیست که با شمشیر بجنگد؛ متعب اولین کسی است که دروغِ شیرینِ توسعه را باور نمی‌کند. وقتی دیگران جذب پول و وعده‌های کمپانی می‌شوند، فاجعه را بو می‌کشد. ناپدیدشدنش در بیابان، او را از یک شخص به یک «شبح سرگردانِ مقاومت» تبدیل می‌کند؛ وجدانی که هرگز با وضع موجود آشتی نمی‌کند و مثل بادی سرد، همیشه در گوشِ خواب‌زدگانِ وادی زمزمه خواهد کرد.

 منیف در رمان، مکان را جدی می‌گیرد؛ وادی، حران، موران، راه، چاه، نخل، کاروان و کمپانی همه شخصیت‌ دارند. آیا می‌توان گفت او با زنده‌کردن مکان، علیه سیاستی می‌نویسد که می‌خواهد مکان را فقط به «منبع» و «ملک» و «قیمت» تبدیل کند؟

دقیقا. این یکی از درخشان‌ترین جنبه‌های رمان‌نویسی منیف است. در نگاه سرمایه‌داری نفتی، وادی العیون فقط یک جغرافیاست که زیر آن نفت وجود دارد و ارزشش با بشکه‌های استخراج‌شده سنجیده می‌شود. اما در نگاه منیف، این مکان دارای روح، حافظه و قداست است. نخل‌ها به‌جز آنکه درخت باشند شناسنامه و همدم انسان‌ها هستند. منیف با بخشیدن تشخص به مکان، تلاش می‌کند جلوه کالاانگاری جهان را بگیرد و به ما یادآوری کند که وقتی خاکی را می‌فروشیم، در واقع تکه‌ای از روحمان را واگذار کرده‌ایم.

 در آغاز رمان، وادی العیون با آب، نخل، راه کاروان و نوعی آرامش جمعی ساخته می‌شود. آیا می‌توان گفت منیف قبل از آنکه ویرانی را نشان دهد، اول به ما یاد می‌دهد چه چیزی قرار است ویران شود؟

نویسنده‌ هوشمند می‌داند که اگر مخاطب عاشق چیزی نشود، از ویرانی‌اش متأثر نخواهد شد. منیف در فصول ابتدایی با حوصله و ظرافت، بهشت کوچک وادی العیون را ترسیم می‌کند. او جزئیات زندگی روزمره، ریتم آرام حرکت کاروان‌ها و همزیستی مسالمت‌آمیز انسان و طبیعت را می‌سازد تا ما وزن سنگین تراژدی بعدی را حس کنیم. ما باید ابتدا طعم خنک آب وادی را زیر زبانمان حس کنیم تا بعدا داغی و تلخی نفت را با تمام وجود درک کنیم.

 در صحنه‌های نخست، آمدن بیگانگان با کنجکاوی، سوءظن، ترس و ناتوانی در فهم ابزارهای جدید همراه است. شما این صحنه‌ها را صرفا برخورد سنت و مدرنیته می‌دانید یا برخورد دو نظام دانش: دانش بومی آب و راه و خاک، در برابر دانش نقشه، معدن، قرارداد و استخراج؟

این قطعا برخورد دو نظام دانش و دو شیوه هستی‌شناسی است. دانش بومی، دانشی مبتنی بر مراقبت، همزیستی و بقای طولانی‌مدت است؛ بادیه‌نشین جای تک‌تک سنگ‌ها و نشانه‌های آب را می‌داند و با طبیعت گفت‌وگو می‌کند. در مقابل، دانش کمپانی، دانشی سلطه‌جو، کمّی و استخراجی است؛ دانشی که زمین را نه به‌عنوان خانه، بلکه به‌عنوان یک سوژه برای کالبدشکافی و غارت می‌بیند. تراژدی اینجاست که نظام دانش دوم به دلیل مجهز‌بودن به ابزار قدرت و اسلحه، دانش اول را تحقیر و نابود می‌کند.

 یکی از قوت‌های رمان این است که نفت تا مدت‌ها مثل یک شخصیت پنهان حضور دارد؛ همه چیز را حرکت می‌دهد اما مستقیم دیده نمی‌شود. آیا همین نامرئی‌بودن نفت، قدرت روایی آن را بیشتر می‌کند؟

بله، این شگرد روایی فوق‌العاده‌ای است. نفت در ابتدا مثل یک نیروی متافیزیکی و نامرئی عمل می‌کند؛ شبیه به یک نیروی تاریک که از اعماق زمین دستور می‌دهد و همه مهره‌ها روی زمین طبق اراده او جابه‌جا می‌شوند. این نامرئی‌بودن، تعلیق و هراس داستان را بیشتر می‌کند. خواننده و شخصیت‌ها اثرات نفت (آمدن غریبه‌ها، کشیدن سیم‌خاردارها، تغییر رفتار آدم‌ها) را می‌بینند، اما خود نفت هنوز مثل یک راز سر‌به‌مهر در اعماق باقی مانده است. این کار به نفت ابهتی اسطوره‌ای و در عین حال شوم می‌دهد.

 در توصیف‌های رمان، آمریکایی‌ها سنگ، شن، گیاه، مسیر، باد، قبیله، دین، لهجه و حتی ترانه‌ها را مطالعه می‌کنند. آیا منیف دارد نشان می‌دهد استعمار جدید فقط خاک را نمی‌کاود، بلکه فرهنگ را هم نقشه‌برداری می‌کند؟

دقیقا. استعمار جدید می‌داند که برای تسلط پایدار بر یک جغرافیا، نقشه‌برداری از خاک کافی نیست؛ باید روان مردم را هم نقشه‌برداری کرد. این همان پیوند دانش و قدرت است. آمریکایی‌ها با مطالعه فرهنگ و مذهب بومیان، نقاط ضعف و قوت آنها را می‌شناسند تا بتوانند با کمترین هزینه، مقاومت‌ها را در نطفه خفه کنند. منیف به زیبایی نشان می‌دهد که چگونه انسان‌شناسی و شرق‌شناسی در خدمت کمپانی‌های نفتی قرار می‌گیرند.

 وقتی زمین‌ها خریداری یا تصرف می‌شود و مردم ناچار به ترک وادی می‌شوند، تراژدی فقط اقتصادی نیست. در ترجمه شما، تلاشی داشتید که این تصویر را پر رنگ کنید؟

بله، تمرکز اصلی من در ترجمه این بخش‌ها، انتقال «اندوه گسستگی پیوند» بود. برای بادیه‌نشین، زمین یک دارایی تجاری نیست که با پول بتوان جایگزینش کرد؛ زمین، ریشه و پیوند او با اجدادش است. در ترجمه تلاش کردم واژه‌هایی را انتخاب کنم که این بار عاطفی و هویتی را منتقل کنند. وقتی آنها زمینشان را واگذار می‌کنند، گویی دارند پاره‌ای از تن خود را دفن می‌کنند. سعی کردم لحن مرثیه‌گونه اما باصلابت داستان را حفظ کنم تا خواننده بفهمد که این یک معامله اقتصادی ساده نیست، بلکه یک «کشتار فرهنگی» است.

 صحنه ماشین‌هایی که درختان را از ریشه درمی‌آورند، از نظر عاطفی یکی از نقاط اوج رمان است. این صحنه را باید صحنه زیست‌محیطی دانست، صحنه سیاسی‌ یا صحنه سوگواری بر جهان قدیم؟ در متن انگلیسی نیز همین لحظه با تصویر هجوم تراکتورها به باغ‌ها و فروپاشی کامل وادی آمده است.

این صحنه تلفیقی از هر سه لایه است؛ یک صحنه «زیست‌سیاسی» تمام‌عیار. قطع‌کردن نخل‌ها فقط تخریب طبیعت نیست؛ نابود‌کردن ستون‌های خیمه زندگی بومی است. نخل در فرهنگ عربی تقدس دارد و قطع‌کردن آن شبیه به یک جنایت جنگی است. این صحنه، سوگواری نهایی بر مرگ جهان قدیم است؛ لحظه‌ای که تکنولوژی خشن بیگانگان، قداست حیات بومی را هتک حرمت می‌کند. در ترجمه فارسی سعی کردم سوزناکی این تصویر هجوم تراکتورها را به‌گونه‌ای بازآفرینی کنم که خواننده همان حس خفگی و بی‌‌پناهی را تجربه کند.

 منیف در بسیاری از صحنه‌ها مردم را جمعی تصویر می‌کند؛ کاروان‌ها، مردان قهوه‌خانه، خانواده‌ها، کارگران، زنان سوگوار، پیران قصه‌گو. آیا همین چندصدایی‌بودن، شکل ادبی سرمایه اجتماعی است؟ او به نظرتان کسی ‌هست که این‌گونه جزئیات را با فکر چیده باشد.

کاملا با فکر و مهندسی‌شده چیده شده است. منیف عمدا قهرمان‌محوری مرسوم در رمان غربی را کنار می‌گذارد و چندصدایی را در این رمان جان می‌بخشد. قهرمان واقعی «شهرهای نمک»، «جمع» است. او با این چندصدایی، در واقع دارد شکل ادبی مقاومت جمعی را می‌سازد. وقتی مردم در قهوه‌خانه جمع می‌شوند یا کارگران با هم زمزمه می‌کنند، این گفت‌وگوها سنگ‌بنای یک همبستگی تازه علیه کمپانی است. منیف با چیدمان هنرمندانه این جزئیات، نشان می‌دهد که در برابر ساختار منسجم کمپانی، تنها راه بقای مردم، پناه‌بردن به همین پیوندهای افقی و جمعی است.

 نقش زنان در کتاب او چگونه است؟ آیا زنان فقط در حاشیه‌اند‌ یا عاملیت دارند؟

زنان در جامعه بادیه‌نشین منیف، پاسداران پنهان هویت و حافظه هستند. درست است که در ساختار مردسالار و سنتی بادیه، آنها در تصمیم‌گیری‌های سیاسی رسمی حضور ندارند، اما عاملیت آنها در لایه‌های عمیق‌تر جریان دارد. آنها هستند که لالایی‌ها، ترانه‌ها، داستان‌های باستانی و به‌ویژه شیون‌ها را حفظ می‌کنند. شیون زنان در هنگام تخریب وادی، یک عمل سیاسی و اعلام اعتراض است. آنها بستر عاطفی مقاومت را تغذیه می‌کنند و مانع از فراموشی می‌شوند. زن در کارهای منیف، پیونددهنده نسل‌ها به خاک است.

 در رمان، مردم گاهی بیگانگان را جن، شیطان، جادوگر یا موجوداتی نامعمول می‌پندارند. این را باید عقب‌ماندگی بدانیم یا زبان مردمی برای توضیح قدرتی که هنوز نامش را نمی‌دانند؟

این اصلا عقب‌ماندگی نیست؛ این یک «سیستم دفاع شناختی» و زبانی برای نامیدن امور بی‌نام است. وقتی شما با قدرتی روبه‌رو می‌شوید که فراتر از هرگونه تجربه زیسته شماست (ماشین‌هایی که زمین را می‌شکافند، آدم‌هایی با زبان و ظاهری کاملا متفاوت که همه‌ چیز را تصاحب می‌کنند)، زبان واقع‌گرای بادیه‌نشین واژه کم می‌آورد. آنها برای توصیف این هجوم غریب، به کهن‌الگوهای ذهنی خود مثل جن و جادو متوسل می‌شوند. این زبان به آنها اجازه می‌دهد که به این پدیده غریب، یک هویت اهریمنی بدهند تا بتوانند در برابرش موضع‌گیری عاطفی کنند.

 آیا «شهرهای نمک» برای مخاطب ایرانی امروز فقط رمانی درباره عربستان است؟ یا می‌تواند آینه‌ای برای فهم نفت، رانت، توسعه نامتوازن، مهاجرت، تخریب محیط زیست و به‌نوعی شرح حال خود او و در یک وضعیت کلی، منطقه باشد؟

این کتاب اصلا درباره عربستان نیست؛ این رمان درباره «ما» است. مخاطب ایرانی وقتی سرگردانی را می‌خواند، انگار دارد آلبوم عکس‌های خانوادگی تاریخی خودش را ورق می‌زند. ما بیش از یک قرن است که با نفت زندگی می‌کنیم و تمام بحران‌هایی که منیف توصیف می‌کند (توسعه جبری و رابطه‌ای، حاشیه‌نشینی، مهاجرت‌های اجباری، تخریب اقلیم و توهم رفاه بادآورده) را با پوست و استخوان تجربه کرده‌ایم. «شهرهای نمک» آینه‌ای است که به ما نشان می‌دهد چگونه ثروت‌های ناگهانی می‌توانند به‌جای ساختن آینده، بنیان‌های اجتماعی و اخلاقی جامعه را ویران کنند.

 یکی از خطرها در خواندن رمان این است که آن را به «ضدآمریکایی» یا «ضدسعودی» تقلیل دهیم. شما در مقام مترجم، چطور می‌خواهید مخاطب فارسی بفهمد رمان پیچیده‌تر از این برچسب‌هاست؟

در گفت‌وگوهایم تأکید کرده‌ام که رمان منیف یک تحلیل عمیق «ساختاری» است، نه یک کیفرخواست سیاسی سطحی. منیف نشان می‌دهد که مشکل، اشخاص یا ملیت‌ها نیستند؛ مشکل، «سیستم غارت آمرانه» است که وقتی شکل می‌گیرد، هر‌کسی را در درون خود مسخ می‌کند. آمریکایی‌ها نماد سرمایه‌داری استخراجی هستند و شیوخ نماد نخبگان محلی سازش‌کار. رمان به ما هشدار می‌دهد که حتی اگر این اشخاص هم بروند، تا زمانی که آن ساختار متکی بر رانت و بی‌توجه به مردم تغییر نکند، فاجعه تکرار خواهد شد.

 اگر منیف امروز زنده بود و جهان نفتی امروز، بحران اقلیم، شهرهای ناپایدار خلیج‌ فارس، کارگران مهاجر و دولت‌های امتیازی را می‌دید، فکر می‌کنید جلد ششم «شهرهای نمک» را درباره چه می‌نوشت؟

احتمالا جلد ششم را درباره «سقوط شهرهای نمک و بازگشت صحرا» می‌نوشت؛ از روزی می‌نوشت که نفت تمام شده یا بی‌ارزش شده است، برج‌های شیشه‌ای زیر هجوم توفان‌های شن خالی از سکنه شده‌اند و کارگران مهاجر رهاشده در خیابان‌ها به دنبال آب پرسه می‌زنند. او درباره بحران آب، آوارگان اقلیمی و حقیقت عریان جغرافیایی می‌نوشت که سال‌ها با دلارهای نفتی پنهان شده بود. می‌نوشت که نمک بالاخره در برابر آب و باد حل شد و بیابان، حق از‌دست‌رفته‌اش را پس گرفت.

 اگر بخواهید «شهرهای نمک» را در یک جمله به خواننده ایرانی توصیه کنید، آن جمله چیست؟

این رمان را بخوانید تا بفهمید نفت چگونه روح سرزمین ما را شخم زد و چرا امروز در این نقطه از تاریخ ایستاده‌ایم.

 سخت‌ترین نام، واژه یا اصطلاحی که در ترجمه با آن درگیر شدید چه بود؟

واژه یا اصطلاح که نه، اما در ترجمه اشعار بدوی به چالش برخوردم. اولین بار بود که با تمام وجود تلاش کردم اشعار را تا جایی که معنا و وزن‌شان حفظ شود به نظم ترجمه کنم.

آیا هنگام ترجمه جایی بود که کتاب را ببندید و نتوانید ادامه دهید؟

بله، هر بار یکی از شخصیت‌های اصلی کتاب می‌مرد، ناچار می‌شدم دو سه روز کار ترجمه را تعطیل کنم. من با این کتاب زندگی کردم؛ با تمام کتاب‌هایی که ترجمه کردم رابطه عمیقی برقرار و با تمام ذرات وجودم با شخصیت‌ها مأنوس شدم. همیشه مرگ شخصیت‌های اصلی برایم آزاردهنده و سخت است.‌ خاطرم هست بعد از مرگ «هاکوپ ارمنی» و «سلمی» تا مدتی حالم بد بود.

 از میان آثار منیف، بعد از «شهرهای نمک» کدام اثر را برای خواننده فارسی ضروری‌تر می‌دانید و چرا؟

رمان «شرق المتوسط» (شرق مدیترانه). این کتاب یکی از تکان‌دهنده‌ترین آثار درباره استبداد، شکنجه و زندان‌های سیاسی در خاورمیانه است. خواندن آن برای فهم مکانیسم بقای قدرت‌های دیکتاتوری در منطقه ما بسیار حیاتی است.

 اگر قرار باشد یک جمله از ترجمه شما دست‌به‌دست شود، دوست دارید  کدام جمله باشد؟

جواب‌دادن به این پرسش خیلی سخت است، اما در جایی از جلد یک، متعب الهذال به ابن الراشد می‌گوید: «ابن الراشد ما عربیم و احتیاجی نداریم کسی به عرب‌بودن‌مون شهادت بده»... بنا بر دلایل شخصی و به دلیل رنجی که قوم من کشیده‌اند، این جمله برایم مفهوم عمیق و دردناکی داشت.

 مخاطب جوانی که حوصله رمان‌های حجیم ندارد، چرا باید به خودش زحمت خواندن «شهرهای نمک» را بدهد؟

چون این کتاب یک رمان نیست؛ یک «تجربه بیداری» است. مخاطب جوان اگر می‌خواهد بفهمد چرا جهان اطرافش این‌قدر بی‌ثبات و ناعادلانه است و ریشه این سرگردانی خاورمیانه‌ای کجاست، هیچ کتابی مثل «شهرهای نمک» این حقیقت را عریان و جذاب به او نشان نخواهد داد. این سرمایه‌گذاری روی  فهم آینده خود او است.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.







یکشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۵ - 23 August 2026
گروگان‌گیری مالی شرکت نفت؛ چه کسانی از نابسمانی در تولید نفع می برند؟
خبرگزاری مهر

گروگان‌گیری مالی شرکت نفت؛ چه کسانی از نابسمانی در تولید نفع می برند؟

مسدود شدن حساب‌های شرکت ملی نفت، در حالی رخ داده که این مجموعه باید تولید انرژی و درآمد ارزی کشور را بدون وقفه تأمین کند و حقوق کارکنان صنعت نفت را نیز به موقع پرداخت کند تا تولید نخوابد.
سیگنال مثبت همتی به بازار سرمایه؛ بورس در مسیر جذاب‌تر شدن؟! | آخرین خبر
سایت آخرین خبر

سیگنال مثبت همتی به بازار سرمایه؛ بورس در مسیر جذاب‌تر شدن؟! | آخرین خبر

ایسنا/ اظهارات اخیر رئیس‌ کل بانک مرکزی مبنی بر عدم تغییر نرخ سود بانکی، در شرایطی که بازار سرمایه در نخستین روز هفته با جهشی قابل توجه همراه شده و شاخص کل از مرز شش میلیون واحد عبور کرده است، یک سیگنال مهم برای فعالان بورس محسوب می‌شود؛ سیگنالی که می‌تواند از کاهش نگرانی سهامداران درباره افزایش نرخ
وابستگی تجارت خارجی ایران به امارات قابل جایگزینی است/ مردم نگران معیشت نباشند
خبرگزاری ایرنا

وابستگی تجارت خارجی ایران به امارات قابل جایگزینی است/ مردم نگران معیشت نباشند

تهران- ایرنا- رئیس اتاق مشترک ایران و چین با بیان اینکه اخلال در مبادلات مالی از سوی امارات بر تجارت خارجی ایران اثرگذار است اما می توان راه ها و روش های دیگر را جایگزین کرد، اظهار داشت: در شرایطی هستیم که برای ماهها بابت معیشت مردم و در دسترس بودن کالا نگرانی نداریم پیش‌بینی های لازم در این زمینه صورت …
حذف ارز ترجیحی؛ رهایی از رانت، ورود به آزمون معیشت
خبرگزاری ایرنا

حذف ارز ترجیحی؛ رهایی از رانت، ورود به آزمون معیشت

تهران- ایرنا- پایان ارز ترجیحی در شرایط محدودیت منابع ارزی را باید اقدامی قابل دفاع و اجتناب‌ناپذیر دانست که در عین حال مرحله ای دشوارتر را برای شکل گیری نظام کارآمد حمایت اجتماعی در اقتصاد ایران رقم زده است؛ نظامی که موفقیت آن نه فقط با نرخ ارز، بلکه در صیانت از قدرت خرید مردم سنجیده خواهد شد.
زنجیره حذف ارز پیش‌سازهای دارویی تا جیب بیماران ادامه دارد
روزنامه توسعه ایرانی

زنجیره حذف ارز پیش‌سازهای دارویی تا جیب بیماران ادامه دارد

رامتین موثق در روزهای پایانی هفته گذشته، خبری مبنی بر حذف ارز ترجیحی دارو پخش شد و این در حالی اتفاق افتاد که وزیر بهداشت و درمان به سختی مقابل این
    
پیامدهای توقف تجارت با امارات چیست؟/ ایران از امارات چه می‌خرد و چه می‌فروشد؟/ عمان جایگزین امارات می‌شود؟
سایت الف

پیامدهای توقف تجارت با امارات چیست؟/ ایران از امارات چه می‌خرد و چه می‌فروشد؟/ عمان جایگزین امارات می‌شود؟

تصمیم امارات برای توقف تجارت و معاملات مالی با ایران، یکی از مهم‌ترین مسیرهای تجارت خارجی کشور را هدف گرفته و زنجیره واردات، تولید، تأمین ارز و صادرات را در معرض شوک تازه قرار داده است.
لوبیا چیتی خلاف جریان آب شنا می‌کند
روزنامه هفت صبح

لوبیا چیتی خلاف جریان آب شنا می‌کند

افزایش عرضه، واردات مناسب، رسیدن محصول داخلی و تغییر رفتار خریداران، قیمت محبوب‌ترین لوبیای بازار را پایین کشید
پول داریم یا نداریم؟ روایت دوگانه از دخل ارزی
سایت جوان آنلاین

پول داریم یا نداریم؟ روایت دوگانه از دخل ارزی

بانک مرکزی: ۱/۴ میلیارد دلار اضافه شده به ذخایر اسکناس از بازار داخلی جمع‌آوری شده است
         
روایت عجیب از تخصیص ارز به مونتاژکاران | ۶.۵ میلیارد دلار برای ۴۳۰ هزار خودرو!
خبرگزاری همشهری‌آنلاین

روایت عجیب از تخصیص ارز به مونتاژکاران | ۶.۵ میلیارد دلار برای ۴۳۰ هزار خودرو!

یک کارشناس خودرو با تأیید آمار باورکردنی تخصیص ۶.۵میلیارد دلار ارز به یک شرکت مونتاژکار طی ۵سال گفت: اگر همین ارز صرف واردات خودروی کامل می‌شد، نتیجه بهتری برای بازار و مصرف‌کننده داشت.
نمایشنامه عجیب اقتصاد ایران | اقتصاد ایران چگونه با وجود شوک‌های مکرر به فعالیت ادامه می‌دهد؟ | 50 تا 60 درصد شاغلان اضطراب از دست دادن شغل دارند
سایت اقتصادنیوز

نمایشنامه عجیب اقتصاد ایران | اقتصاد ایران چگونه با وجود شوک‌های مکرر به فعالیت ادامه می‌دهد؟ | 50 تا 60 درصد شاغلان اضطراب …

اقتصادنیوز: مجله تجارت فردا در گزارشی به این سوال پرداخته که سازگاری اقتصاد ایران تا کجا می‌تواند ادامه پیدا کند؟
اصلاحات اقتصادی دولت؛ برنامه پزشکیان برای بانک، ارز، انرژی و حذف رانت
سایت عصرایران

اصلاحات اقتصادی دولت؛ برنامه پزشکیان برای بانک، ارز، انرژی و حذف رانت

وزیر امور اقتصادی و دارایی با تشریح رویکرد اقتصادی دولت چهاردهم، از پیگیری اصلاحات در حوزه‌های بانک، ارز، انرژی، بودجه و تجارت خبر داد و تأکید کرد که حذف ران...
سایت عصرایران

احتمال انحلال چند بانک دیگر

سایت تابناک

«روز دی اقتصادی» ترامپ علیه ایران؛ آیا فشار حداکثری به جنگ اقتصادی با چین می‌رسد؟

سی ان ان: بیرون کشیدن مخفی نفت از خلیج فارس تسکینی موقت است، راهکار دایم باز شدن رسمی تنگه و پایان جنگ است
سایت عصرایران

سی ان ان: بیرون کشیدن مخفی نفت از خلیج فارس تسکینی موقت است، راهکار دایم باز شدن رسمی تنگه و پایان جنگ است

ذخایر راهبردی جهانی نفت در طول جنگ تا 1.9 میلیارد بشکه کاهش یافته است. اگر بازار به تعادل برسد، برای جلوگیری از بحران بعدی باید این ذخایر پر شوند. اگر این ات...
هزینه حمل فقط کرایه کشتی نیست - سایت خبری اقتصاد پویا
سایت اقتصاد پویا

هزینه حمل فقط کرایه کشتی نیست - سایت خبری اقتصاد پویا

در تجارت بین‌الملل، فاصله فقط با کیلومتر سنجیده نمی‌شود؛ فاصله یک هزینه اقتصادی است. هرچه مسیر طولانی‌تر، پرریسک‌تر و غیرقابل پیش‌بینی‌تر شود، هزینه رسیدن کالا به مقصد افزایش پیدا می‌کند. ممکن است کرایه حمل فقط یکی از اجزای این هزینه باشد، اما مشکل آنجاست که افزایش ریسک معمولاً چند هزینه دیگر را نیز …
ایران و ضرورت ساخت جاده مالی - سایت خبری اقتصاد پویا
سایت اقتصاد پویا

ایران و ضرورت ساخت جاده مالی - سایت خبری اقتصاد پویا

رضا قیدر / آسیای مرکزی با حضور کشورهایی مانند قزاقستان، ازبکستان، ترکمنستان، تاجیکستان و قرقیزستان، بازاری مهم برای کالا و خدمات ایرانی به شمار می‌رود. نزدیکی جغرافیایی، اشتراکات تاریخی و فرهنگی، نیاز این کشورها به برخی محصولات صنعتی و کشاورزی و دسترسی ایران به آب‌های آزاد، مجموعه‌ای از مزیت‌هایی هستند …
عدالت سرانه، فشار نابرابردر طرح تخصیص بنزین: مسئله خانوارهای کم‌درآمدِ خودرودار
سایت هم میهن

عدالت سرانه، فشار نابرابردر طرح تخصیص بنزین: مسئله خانوارهای کم‌درآمدِ خودرودار

نقطه آسیب‌پذیر طرح دقیقاً در میان همان گروهی قرار دارد که سیاست اصلاح یارانه نباید فشار اصلی را بر آن تحمیل کند: خانوارهای کم‌درآمدِ خودرودار، به‌ویژه خانوارهای کوچک، دارای خودروهای پرمصرف و وابسته به خودرو برای کار و رفت‌وآمد.
سه سناریو برای مدیریت ناترازی سوخت روی میز دولت - همدلی
روزنامه همدلی

سه سناریو برای مدیریت ناترازی سوخت روی میز دولت - همدلی

این روزها با تشدید ناترازی بنزین در کنار رشد مصرف، خودروهای پرمصرف و توزیع نابرابر یارانه، سیاست‌گذار را با اصلاح تدریجی و تصمیم‌....
آیا واشنگتن و متحدانش معادله نفت خاورمیانه را تغییر داده‌اند؟
سایت اکوایران

آیا واشنگتن و متحدانش معادله نفت خاورمیانه را تغییر داده‌اند؟

اکوایران: با کمک نیروی دریایی آمریکا، شرکت‌های نفتی عربستان سعودی، کویت، قطر و امارات نفتکش‌هایی را اجاره کرده‌اند که فرستنده‌های خود را خاموش می‌کنند و نفت را از خلیج فارس، از طریق تنگه هرمز، به دریای عمان منتقل می‌کنند.
ایرانیان در محاصره گرانی و نداری - سایت خبری اقتصاد پویا
سایت اقتصاد پویا

ایرانیان در محاصره گرانی و نداری - سایت خبری اقتصاد پویا

دانیال امینی / برای یک خانوار، افزایش دو یا سه برابری قیمت یک کالای مصرفی در شش ماه، صرفاً به معنای گران‌تر شدن یک محصول نیست؛ این تغییر می‌تواند کل الگوی مصرف را دگرگون کند. خانواری که پیش‌تر برای خرید یک کالا، سهم مشخصی از درآمد ماهانه خود را کنار می‌گذاشت، اکنون ممکن است مجبور [ ]
سایت اکوایران

هرمز بسته شد؛ آسیا به دنبال مسیرهای جایگزین انرژی رفت

خطر تکرار سرنوشت یارانه نقدی برای بنزین
سایت عصرایران

خطر تکرار سرنوشت یارانه نقدی برای بنزین

اجرای طرح سقاب بدون تعیین دقیق مدت اجرا، سازوکار خروج، نسبت آن با اصلاح قیمت و جایگاه آن در یک برنامه جامع اصلاح انرژی، می‌تواند خطر تکرار طرح یارانه نقدی بر...
چرا راهکارهای نوین کاهش مصرف انرژی در ایران اجرا نمی شوند؟
سایت عصرایران

چرا راهکارهای نوین کاهش مصرف انرژی در ایران اجرا نمی شوند؟

مدل‌های نوین قراردادی، عصای جادویی نیستند؛ اما ابزاری است که می‌توانند بخشی از بار مالی اصلاحات صنعتی را از دوش دولت بردارند و به بخشِ خصوصی منتقل کنند.تا زم...
         
تنظیم بازار یا تهدید تولید - سایت خبری اقتصاد پویا
سایت اقتصاد پویا

تنظیم بازار یا تهدید تولید - سایت خبری اقتصاد پویا

حسین جلیلی بال / در سال‌های گذشته، ممنوعیت فصلی واردات برنج از ابتدای مرداد تا پایان آبان با هدف حمایت از تولید داخلی اعمال می‌شد. اما برای سال ۱۴۰۵ این محدودیت لغو شده و امکان ترخیص برنج وارداتی در فصل برداشت فراهم شده است. بر اساس ابلاغیه وزارت جهاد کشاورزی، ممنوعیت ترخیص برنج در این [ ]
سقوط اقتصادی در نبود پول قدرتمند - سایت خبری اقتصاد پویا
سایت اقتصاد پویا

سقوط اقتصادی در نبود پول قدرتمند - سایت خبری اقتصاد پویا

کریمی/ پول ملی زمانی می‌تواند نقش واقعی خود را در اقتصاد ایفا کند که مردم بتوانند با آن قیمت‌ها را بسنجند، درآمد خود را برای آینده برنامه‌ریزی کنند، پس‌انداز داشته باشند و قراردادهای اقتصادی را بر مبنای آن تنظیم کنند. اما در شرایطی که ارزش پول با سرعت کاهش می‌یابد، ریال به‌تدریج بخشی از این [ ]
بنزین متانولی؛ همه‌چیز درباره یک خبر جنجالی
سایت فرارو

بنزین متانولی؛ همه‌چیز درباره یک خبر جنجالی

بنزین متانولی می‌تواند برای خودروهای قدیمی که استانداردهای انعطاف‌پذیری با این سوخت را ندارند، مضر باشد اما لازم است بدانید از این سوخت در اغلب کشورهای دنیا استفاده می‌شود. البته با استاندارد سه درصد نه بیشتر
هشدار یک اقتصاددان درباره رشد تورم، بیکاری و رکود اقتصادی در صورت تداوم محاصره دریایی/ جایگزین کردن دریا با جاده و ریل ممکن نیست
سایت اقتصاد ۲۴

هشدار یک اقتصاددان درباره رشد تورم، بیکاری و رکود اقتصادی در صورت تداوم محاصره دریایی/ جایگزین کردن دریا با جاده و ریل ممکن …

یک کارشناس اقتصادی با اشاره به اهمیت تردد کشتی‌ها در مسیر‌های دریایی برای تجارت ایران اظهار کرد: اگر کالایی نتواند از مسیر دریایی وارد کشور شود و هیچ کشتی نتواند به سمت ایران حرکت کند و در بنادر پهلو بگیرد، طبیعتاً با کاهش درآمد‌های ارزی و محدودیت دسترسی به مواد اولیه، قطعات یدکی و سایر کالا‌های مورد …
سایت اقتصاد ۲۴

افشاگری عارف درباره یارانه بنزین؛ دهک دهم ۲۳ برابر دهک اول سهم می‌برد!

نقشه عراق برای فرار از تنگه هرمز و صادرات نفت از مسیرهای جدید | پرونده تولید ۱۰ میلیون بشکه‌ نفت در روز، روی میز الزیدی
سایت اقتصادنیوز

نقشه عراق برای فرار از تنگه هرمز و صادرات نفت از مسیرهای جدید | پرونده تولید ۱۰ میلیون بشکه‌ نفت در روز، روی میز الزیدی

اقتصادنیوز: عراق با هدف افزایش تولید نفت به ۸ تا ۱۰ میلیون بشکه در روز، همزمان به دنبال افزایش سهمیه اوپک و توسعه مسیرهای صادراتی از ترکیه، سوریه و اردن است؛ برنامه‌ای که سایه اختلال در تنگه هرمز را پررنگ‌تر کرده است.
تداوم رکود و فاز انتظار در بازار خودرو تا پایان تابستان/ چرا نوسانات ارزی بازار را ملتهب نکرد؟
سایت اقتصاد ۲۴

تداوم رکود و فاز انتظار در بازار خودرو تا پایان تابستان/ چرا نوسانات ارزی بازار را ملتهب نکرد؟

یک کارشناس بازار خودرو با تأکید بر وضعیت معیشتی و رکود حاکم بر اقتصاد گفت: «به‌واسطه رکود در کسب‌وکار‌ها و جاماندن دستمزد‌ها از نرخ واقعی تورم، طبعاً مکانیسم هوشمند بازار و اقتصاد پتانسیل تأثیرپذیری پرش قیمت خودرو را در کوتاه‌مدت از بازار سلب کرده و به دلیل مجموع مواردی که گفته شد، ادامه روند رکود تعمیق‌شده …
هشدار فلاحت‌پیشه درباره مرحله جدید جنگ: از انرژی تا ورود ناتو
سایت اکوایران

هشدار فلاحت‌پیشه درباره مرحله جدید جنگ: از انرژی تا ورود ناتو

اکوایران: حشمت‌الله فلاحت‌پیشه، نماینده ادوار مجلس و رئیس پیشین کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، با اشاره به پایان مهلت ۶۰ روزه تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، نسبت به تبدیل شدن تقابل ایران و آمریکا به «جنگ انرژی» و گسترش دامنه درگیری به سایر بازیگران منطقه‌ای هشدار داد.
محمدرضا فرزانگان؛ بنزین مازاد باید گران شود، اما نه یک‌شبه
سایت اکوایران

محمدرضا فرزانگان؛ بنزین مازاد باید گران شود، اما نه یک‌شبه

اکوایران: محمدرضا فرزانگان معتقد است نسخه بنزینی دولت نباید با یک شوک قیمتی اجرا شود؛ به گفته او، باید سهمیه پایه حفظ، قیمت مصرف مازاد به‌تدریج تعدیل و در نهایت یارانه بنزین از مالکیت خودرو به همه شهروندان منتقل شود.
         
بحران آب تمام شد؟ گزارشی از آخرین وضعیت سدهای کشور
سایت اکوایران

بحران آب تمام شد؟ گزارشی از آخرین وضعیت سدهای کشور

وضعیت سدهای کشور در سال آبی ۱۴۰۴-۱۴۰۵ نسبت به سال گذشته بهبود یافته، اما فاصله با میانگین بلندمدت همچنان در برخی سدها ادامه دارد؛ آخرین آمار وزارت نیرو را بخوانید.
تهدید به  «روز دی اقتصادی» و پیام واضح کمپین تازه ترامپ علیه تهران؛ این فیلم را قبلا دیده‌ایم؟
سایت اکوایران

تهدید به «روز دی اقتصادی» و پیام واضح کمپین تازه ترامپ علیه تهران؛ این فیلم را قبلا دیده‌ایم؟

اکوایران: با توجه به اینکه تقریباً تمام بخش‌های انرژی، مالی و حمل و نقل ایران از قبل تحت پوشش تحریم‌های ایالات متحده قرار دارند، به نظر می‌رسد هدف ترامپ اعمال تحریم‌های ثانویه بر کشورهایی است که تمام روابط خود را با ایران قطع نکرده‌اند -حتی اگر این کشورها از متحدان یا شرکای آمریکا باشند.
از تعطیلی آژانس‌ها تا مجوزفروشی؛ مردم هنوز سفر را ازسر نگرفته‌اند
سایت تجارت نیوز

از تعطیلی آژانس‌ها تا مجوزفروشی؛ مردم هنوز سفر را ازسر نگرفته‌اند

رییس انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرتی استان تهران گفت: از حدود ۶ هزار آژانس دارای پروانه ثبت‌شده، شاید در حال حاضر حدود یک‌ششم واقعاً فعال باشند و شرایط به گونه‌ای شده که باب خرید و فروش مجوز آژانس مسافرتی به قیمت پایین باز شده است.
مقاومت پزشکیان در مقابل عزل وزیر دروغگو/ آقای میدری آن همه پاورپوینت و ادعای نظریه پردازی این بود؟
سایت تابناک

مقاومت پزشکیان در مقابل عزل وزیر دروغگو/ آقای میدری آن همه پاورپوینت و ادعای نظریه پردازی این بود؟

علی رغم همه فشار‌ها به مردم و توافقات با مجلس رئیس جمهور نسبت به تغییر وزیر رفاه مقاومت دارد، وی تلاش دارد تا با حفظ میدری به بهانه شرایط بحرانی از اصلاح کاب...
صادرات نفت؛ صفر
سایت روزنامه سازندگی

صادرات نفت؛ صفر

صریح‌ترین سخنان عبدالناصر همتی ، رئیس‌کل بانک مرکزی ایران درباره تنگنای ارزی کشور:
خودروسازی‌ها را اسقاط کنید
سایت هم میهن

خودروسازی‌ها را اسقاط کنید

«اگر به دنبال اصلاح وضع موجود هستیم باید خودروسازی ها اسقاط شوند. صنعت خودرو مانند گاو شیردهی بوده که در چهار دهه اخیر تا توانسته اند آن را دوشیده اند و از ظرفیت های رانتی آن استفاده کرده اند. بنابراین این صنعت را باید اسقاط کرد.»
سایت اکوایران

اتاق امن چطور هزینه ساخت مسکن را بیش از ۱۰۰ میلیون تومان بالا می‌برد؟

چراغِ روشن ماینرها، چالش بزرگ در حل ناترازی انرژی
خبرگزاری ایسنا

چراغِ روشن ماینرها، چالش بزرگ در حل ناترازی انرژی

درست در ساعاتی که چراغ خانه‌ها خاموش، چرخ برخی واحدهای تولیدی متوقف و فعالیت کشاورزان با محدودیت برق گره خورده است، چراغ مصرف‌کنندگان پرمصرف و ماینرهای غیرمجاز همچنان محل پرسش افکار عمومی است، ماینرهایی که گفته می‌شود گاه به اندازه ده‌ها خانه برق مصرف می‌کنند و حالا این سؤال جدی را پیش روی مسئولان قرار …
مونتاژکاران‌، چهارچرخ علیه جیب مردم
روزنامه هفت صبح

مونتاژکاران‌، چهارچرخ علیه جیب مردم

افزایش قیمت خودروهای مونتاژی همزمان با ناترازی بنزین، انتقاد کارشناسان را برانگیخته است. آنان خواستار کاهش انحصار، اصلاح واردات، عرضه خودروهای کم‌مصرف و نظارت جدی‌تر شده‌اند
از کنترل نرخ ارز تا تاب‌آوری اقتصاد در شرایط تحریم
خبرگزاری ایرنا

از کنترل نرخ ارز تا تاب‌آوری اقتصاد در شرایط تحریم

تهران- ایرنا - رئیس کل اسبق بانک مرکزی با تاکید بر اینکه تشدید تحریم‌ها بدون تردید هزینه و ریسک تجارت خارجی ایران را افزایش می‌دهد، معتقد است: این امر به معنای توقف تجارت خارجی یا ناتوانی کشور در تسویه مبادلات نیست زیرا ایران به دلیل سال‌های طولانی تحریم، تجربه قابل‌توجهی در یافتن مسیرهای تجاری، انتقال …
         
سه سناریو برای مدیریت ناترازی سوخت روی میز دولت
خبرگزاری ایرنا

سه سناریو برای مدیریت ناترازی سوخت روی میز دولت

تهران- ایرنا- این روزها با تشدید ناترازی بنزین در کنار رشد مصرف، خودروهای پرمصرف و توزیع نابرابر یارانه، سیاست‌گذار را با اصلاح تدریجی و تصمیم‌های پرریسک مواجه کرده تا آنجا که دولت برای مدیریت این حوزه، سه سناریو پیش روی خود قرار داده است.
پیامد قطع روابط تجاری امارات بر هزینه‌های لجستیک ایران - مردم سالاری آنلاین
روزنامه مردم سالاری

پیامد قطع روابط تجاری امارات بر هزینه‌های لجستیک ایران - مردم سالاری آنلاین

قطع روابط تجاری و مالی امارات با ایران می‌تواند هزینه حمل‌ونقل، لجستیک و مبادلات تجاری ایران را افزایش دهد
مدیران نامرئی پرونده تراستی‌ها
روزنامه هفت صبح

مدیران نامرئی پرونده تراستی‌ها

پرونده‌های تراستی‌ها از تخلف‌های ارزی عبور کرده و به مسئله‌ای ساختاری در مدیریت منابع کشور تبدیل شده است
پشت پرده افزایش تولید؛ بنزین بی‌ کیفیت در راه است؟/ هشدار؛ سونامی خرابی خودروها در راه است!
سایت اقتصاد ۲۴

پشت پرده افزایش تولید؛ بنزین بی‌ کیفیت در راه است؟/ هشدار؛ سونامی خرابی خودروها در راه است!

اگر ادعا‌ها درباره افت کیفیت سوخت درست باشد، تبعات آن می‌تواند مستقیماً به خودرو‌ها و جیب خانوار‌ها برسد. پرسش اینجاست که افزایش ظاهری تولید بنزین چگونه محقق شده و آیا مردم قرار است هزینه این ناترازی را با افزایش مصرف، خرابی خودرو و هزینه‌های سنگین تعمیرات پرداخت کنند؟
         
هزینه سبد معیشت ۹۰ میلیونی یعنی ۷ دهک درآمدی پایین‌تر از خط فقر قرار دارند!/ ضرورت افزایش چند باره حقوق در سال
سایت اقتصاد ۲۴

هزینه سبد معیشت ۹۰ میلیونی یعنی ۷ دهک درآمدی پایین‌تر از خط فقر قرار دارند!/ ضرورت افزایش چند باره حقوق در سال

یک کارشناس بازار کار گفت: امروز شاخص قیمت تولیدکننده یا PPI در سطح بسیار بالایی قرار گرفته و رقم ۷۱ درصدی برای این شاخص اعلام شده است. این شاخص نشان می‌دهد که فشار هزینه در بخش تولید بسیار بالاست و بخشی از این افزایش قیمت‌ها در آینده نزدیک خود را در بازار مصرف نشان خواهد داد.
سایت تابناک

چگونه چین فساد را به ابزار رشد اقتصادی تبدیل کرد؟

[سیدعلی دوستی موسوی] چرا متهم اصلی ساکت است؟
سایت اطلاعات آنلاین

[سیدعلی دوستی موسوی] چرا متهم اصلی ساکت است؟

بنا بر اظهار مقامات رسمی دولت، صنعت خودرو متهم اصلی رشد مصرف بنزین در کشور است. به گفته یاسر میرزایی، معاون سازمان بهینه‌سازی و مدیریت راهبردی انرژی، در حالی که میانگین مصرف سوخت خودروها در جهان به زیر هفت لیتر در ۱۰۰ کیلومتر می‌رسد...
سایت اقتصاد 120

چرا مدام با کلماتی مثل قحطی برای کشور پهناوری مثل ایران مردم را نگران می‌کنید؟ الان ۶ ماه است درگیر جنگیم، پس قحطی کو؟!

خبرگزاری همشهری‌آنلاین

اگر بنزین را جهانی حساب می‌کنید حقوق مردم را هم ... | ویدئو

نجات اقتصاد به کمک اوراسیا - سایت خبری اقتصاد پویا
سایت اقتصاد پویا

نجات اقتصاد به کمک اوراسیا - سایت خبری اقتصاد پویا

حسین کریمی اجرای موافقت‌نامه تجارت آزاد ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا از اردیبهشت ۱۴۰۴، زمینه کاهش موانع تعرفه‌ای و گسترش تجارت با روسیه، ارمنستان، بلاروس، قزاقستان و قرقیزستان را فراهم کرده است. اهمیت این بازار زمانی بیشتر آشکار می‌شود که بدانیم صادرات ایران به اوراسیا در هشت‌ماهه سال ۱۴۰۴ با رشد …
سایت اقتصاد 120

در ماجرای حذف ارز ترجیحی، عده‌ای بغلِ گوش رئیس‌جمهور به او اطلاعات غلط دادند و او هم فریب خورد

اماواگرها بر سر اصلاح قیمت بنزین زیر سایه جنگ | حق‌شناس: اصلاحات اقتصادی نباید ناگهانی، شوک‌آور و بدون اطلاع انجام شود
سایت اقتصادنیوز

اماواگرها بر سر اصلاح قیمت بنزین زیر سایه جنگ | حق‌شناس: اصلاحات اقتصادی نباید ناگهانی، شوک‌آور و بدون اطلاع انجام شود

اقتصادنیوز: یک تحلیلگر بازارهای مالی می‌گوید: افزایش قیمت بنزین اثر تورمی دارد. اصلاً نمی‌گویم که این طرح نباید اجرا شود، بلکه معتقد هستم باید اجرا شود، منتها زمان و شرایط خاص خودش را دارد.
مزد در تعقیب قیمت غذا؛ دستمزد پشت سفره جا ماند!
سایت آفتاب نیوز

مزد در تعقیب قیمت غذا؛ دستمزد پشت سفره جا ماند!

شهروندان ایرانی در سال‌های تازه‌سپری‌شده بار‌ها شنیدند که دستمزد‌ها افزایش یافته، یارانه‌ها بیشتر شده و دولت‌ها برای نگه‌داشتن قدرت خرید خانوار تلاش کردند.
پول‌شویی با قیمت مسکن چه می‌کند؟ | پول‌های غیرقانونی به سمت املاک لوکس می‌رود؟ | خانه‌ای که با پول کثیف خریداری شود، قیمت خانه‌های اطراف را هم تغییر خواهد داد
سایت اقتصادنیوز

پول‌شویی با قیمت مسکن چه می‌کند؟ | پول‌های غیرقانونی به سمت املاک لوکس می‌رود؟ | خانه‌ای که با پول کثیف خریداری شود، قیمت …

اقتصادنیوز: بازار املاک و مستغلات سال‌هاست در ادبیات مبارزه با پول‌شویی به‌عنوان یکی از مسیرهای مهم برای ورود پول‌های غیرقانونی به اقتصاد رسمی شناخته می‌شود.
رویافروشی در قضیه بنزین
سایت ایران آنلاین

رویافروشی در قضیه بنزین

دولت هنوز هیچ تصمیم نهایی درباره قیمت یا سهمیه بنزین نگرفته، اما در بیرون از اتاق‌های تصمیم‌گیری، چنان از «بنزین ۸۰ هزار تومانی» و «فشار حتمی بر مردم» صحبت می‌شود که گویی مصوبه ابلاغ شده و جایگاه‌ها از فردا قرار است با نرخ‌های تازه کار کنند.
تورم در سایه جنگ و راه عبور
روزنامه آرمان امروز

تورم در سایه جنگ و راه عبور

مجید بابایی آرمان امروز : در دوره جنگ، هدف سیاست اقتصادی نه تثبیت مصنوعی قیمت‌ها بلکه باید جلوگیری از تبدیل شوک جنگی به تورم باشد. برای رسیدن به این هدف نیز یکی از مهمترین اولویت‌ها هماهنگی سیاست‌های مالی دولت با سیاست‌های پولی بانک مرکزی است؛ زیرا اگر از یک طرف بانک مرکزی بخواهد تورم را [ ]
آموزه‌های مکتب کلاسیک در اقتصاد ایران؛ زیاده‌روی در مداخله ؛ کاستی در تنظیم‌گری
روزنامه آرمان امروز

آموزه‌های مکتب کلاسیک در اقتصاد ایران؛ زیاده‌روی در مداخله ؛ کاستی در تنظیم‌گری

آرمان امروز : عبدالعظیم آق‌آتابای؛ پژوهشگر اقتصادی در یادداشتی اختصاصی برای تازه‌های اقتصاد به جایگاه آموزه‌های مکتب کلاسیک در اقتصاد ایران و نقد ظرفیت آن برای حل مسائل ساختاری اقتصاد کشور پرداخت. در شرایطی که اقتصاد ایران با چالش‌های هم‌زمان تورم مزمن، ناترازی‌های مالی و فشارهای ارزی روبه‌روست، بازخوانی …
سایت ایران اکونمیست

به همت همتیان‌ها؛ صادرات نفت= صفر