سیدجلال ساداتیان دیپلمات اسبق ایرانی به روزنامه قدس گفته است:
اسلامآباد به نمایندگی از واشنگتن و برخی کشورهای منطقه مانند عربستان، مصر و... مأمور است که نزاع با جمهوری اسلامی را مدیریت کرده و تنش را کاهش دهد. تفاهمنامه با تلاش ویژه اسلامآباد به امضا رسید و اجرایی شد و در ادامه با تعبیر و تفسیر متفاوت مورد سوءاستفاده آمریکا قرار گرفت. ایالات متحده تلاش کرد تنگه هرمز را دور بزند و نفتکشها را از آبراه گذر دهد. جمهوری اسلامی تهدید به پاسخ کرد و حمله چندی پیش به نفتکش قطری حامل گاز مایع (LNG) اثبات میکند ایران بر اجرای سیاست خود مصمم است. در این محیط پرتنش که هر حماقتی میتواند جرقه نبردی دیگر را بزند، کشورهای عربی به سیاست تحریم و جنگ اقتصادی واشنگتن بهشدت بدبین هستند؛ چراکه میدانند اگر اتفاقی بیفتد تهران در وهله نخست زیرساختهای آنها را هدف قرار خواهد داد و انتقال این پیام در برنامه سفر مقام پاکستانی قرار دارد.
نزدیک شدن به انتخابات نوامبر برای جمهوریخواهان ملاحظاتی ایجاد کرده و تیم ترامپ را برای پیشبرد سیاست تهاجمی بیپروا در محذوریت و محدودیت قرار داده و آنها را واداشته با نیت حل مسئله مقام پاکستانی را راهی تهران کنند. البته واشنگتن برای وادار کردن ایرانیها به انعطاف، همزمان فرایند تحریمها را نیز دنبال میکند به این امید که اوضاع اقتصادی به هم ریخته و این گونه حاکمیت زیر فشار قرار بگیرد. ولی از آن طرف تهدیدهای جمهوری اسلامی در حال افزایش است و افرادی مانند محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی هشدار داده اگر محاصره دریایی ادامه یابد تهران اجازه نخواهد داد نفتی از منطقه صادر شود. از آنجا که ایران ابتکار عمل در هرمز را در اختیار دارد، مقام پاکستانی با پشتوانه کشورهای منطقه تلاش خواهد کرد راهحل بینابینی پیدا کرده و آن را وجه مصالحه در مسیر کاهش تنش قرار دهد.
****
خاطره تحریم ایران!
روزنامه جوان نوشت:
مسئولان امریکا در چند نوبت تجاوز نظامی به کشورمان را به صورت مفتضحانه شکست خوردند و نتوانستند با آن همه سازوبرگ و ادعا حتی تنگه هرمز را برای یک ساعت باز کنند و به هر دری زدند که چنین شود، اما مقاومت ایران اجازه نداد. از چند روز قبل زمزمه آنچه «بزرگترین تهاجم مالی تاریخ» علیه ایران میخوانند را سر میدادند و نهایتاً روز دوشنبه وزیر اقتصاد این رژیم از مواردی رونمایی کرد که بیشتر شبیه خاطره برای ایرانیهاست، چراکه آنچه «بزرگترین تهاجم مالی تاریخ» علیه ایران مینامند پیشتر در دولتهای دموکرات و جمهوریخواه این رژیم بارها و بارها وضع شده است و به گواه کارشناسان، تقریباً سطح و فرد و حوزه و نهادی نیست که تحریم نشده باشد و حتی معماران تحریمهای ایران در دولتهای دموکرات و جمهوریخواه امریکا هم اذعان دارند که سازوکار تحریمهای تحمیلی تاکنون نیز موفق نبوده است.
بنابراین ادعای مقامات رژیم تروریستی امریکا در مورد وضع تحریمهای سنگین اقتصادی علیه کشورمان بیشتر پوشش برای شکست مفتضحانه به اصطلاح ابرقدرت جهان در برابر ایران اسلامی است و برای فرار یا احتمالاً خرید زمان چنین اطلاعاتی را علم کردهاند. کمااینکه طبق گفته مقامات ارشد امنیتی کشورمان، سرکرده رژیم تروریستی صهیونیستی در سفر اخیر به امریکا، سران این رژیم تروریستی را ترغیب کردهاند که چنین سیاستی را در پیش بگیرند و بهزعم آنها اینبار میتوانند نقشه شومشان را عملیاتی کنند، اما اگر در حوزه نظامی در دفاع مقدم دوم و سوم نتوانستند موفق شوند در این کارزار هم موفق نخواهند شد!
****
۴۸ میلیون آمریکایی؛ گرفتار ناامنی غذایی
وطن امروز نوشت:
از زمان روی کار آمدن مجدد ترامپ در آمریکا، قیمت مواد غذایی در آن کشور روند افزایشی داشته و رشد قیمت مواد غذایی، ناامنی غذایی را نیز در آمریکا تشدید کرده است. آخرین آمار رسمی وزارت کشاورزی آمریکا تصویر قابل توجهی از ابعاد مساله گرسنگی در آن کشور ارائه میکند. بر اساس گزارش «خدمات تحقیقات اقتصادی» وزارت کشاورزی آمریکا، سال ۲۰۲۴ حدود ۱۳.۷ درصد خانوارهای آمریکایی، معادل ۱۸.۳ میلیون خانوار، در روزهایی از سال با ناامنی غذایی مواجه بودهاند؛ یعنی دسترسی پایدار به غذای کافی و مناسب نداشتهاند. از این میان، ۵.۴ درصد خانوارها، معادل ۷.۲ میلیون خانوار، در سطح شدیدتر «ناامنی غذایی بسیار زیاد» قرار داشتهاند و این وضعیت به معنای آن است که میزان غذای مصرفی کاهش یافته یا الگوی معمول تغذیه اعضای خانواده مختل شده است. وزارت کشاورزی آمریکا همچنین برآورد کرد ۴۷.۹ میلیون نفر در خانوارهای دارای ناامنی غذایی زندگی میکردند.
این آمار اگرچه متعلق به سال ۲۰۲۴ و پیش از آغاز دولت دوم ترامپ است اما نشان میدهد دولت ترامپ در ابتدای کار خود با جامعهای روبهرو شده است که میلیونها نفر از شهروندانش از قبل با ناامنی غذایی مواجه بودند. بنابراین در حال حاضر پیشبینیها حاکی از آن است تحت تاثیر افزایش تورم ناشی از افزایش قیمت سوخت و جنگ علیه ایران، نرخ ناامنی غذایی در آمریکای دوران ترامپ تشدید شده است.
****
آقای همتی! سال ۹۹ را یادتان است؟
فرهیختگان نوشت:
بررسی روند ارزش صادرات نفتی و غیرنفتی ایران طی سالهای ۱۳۹۱ تا ۱۴۰۴ نشان میدهد در سال ۱۴۰۴، مجموع ارزش صادرات نفتی و غیرنفتی کشور به ۱۰۳ میلیارد و ۷۰۸ میلیون دلار رسید که از این میزان، ۵۶ میلیارد و ۸۵۵ میلیون دلار مربوط به صادرات نفتی و ۴۶ میلیارد و ۸۵۳ میلیون دلار مربوط به صادرات غیرنفتی بود. به این ترتیب، حدود ۵۵ درصد ارزش صادرات کشور از بخش نفتی و ۴۵ درصد از بخش غیرنفتی تأمین شده است. این رقم در مقایسه با سال ۱۴۰۳ که ارزش کل صادرات به ۱۱۵ میلیارد و ۴۲۰ میلیون دلار رسیده بود، حدود ۱۱.۷ میلیارد دلار معادل ۱۰.۲ درصد کاهش داشته است. البته منظور از صادرات نفتی در این آمار صرفاً نفت خام نیست و نفت خام، میعانات گازی و خالص صادرات گاز طبیعی را در بر میگیرد.
دادهها نشان میدهند هرچند که فضای منفی شکلگرفته در بازار و شرایط ناشی از محاصره دریایی، قابلانکار نیست؛ اما وقتی به دادههای آماری نگاه میکنیم، تصویر متفاوتی به دست میآید. در سالهای ۱۳۹۸ و ۱۳۹۹، زمانی که عبدالناصر همتی ریاست فعلی بانک مرکزی، سکاندار برج شیشهای میرداماد بود، اقتصاد ایران همزمان با تشدید تحریمها و محدودیتهای ناشی از کرونا، با افت قابلتوجه صادرات مواجه شد؛ بهطوری که ارزش کل صادرات کشور در سال ۱۳۹۹ به حدود ۴۹.۸ میلیارد دلار رسید. این در حالی است که در سال ۱۴۰۴، با وجود تحریمها و وقوع دو جنگ، ارزش صادرات نفتی و غیرنفتی کشور به حدود 104 میلیارد دلار رسیده است؛ یعنی حدود دوبرابر سالهای 1398 و ۱۳۹۹؛ بنابراین ضروری است واقعیتها از سوی مسئولان کشور نه انکار شود و نه در بیان مشکلات به جامعه بیش از حد اغراق صورت گیرد.
****
روح کلوزیوم
روزنامه اطلاعات نوشت:
تمدنهای باستانی، کم با هم جنگ نکردهاند، اما این فقط تمدن اروپا بوده که تمدنهای دیگر را کاملا از بین برده و حالا هم وعده نابودی یک تمدن باستانی دیگر را میدهد. به آثار برجای مانده از تمدنها دقت کنید، شکوهمندترین چیزهایی که ساختهاند، یا کاخها بوده و یا معابد و یا مقبره مردگان. اما شکوهمندترین اثر روم، «کلوزیوم» است. تماشاخانهای که مردم برای تفریح بنشینند و کشتن انسانها به دست یکدیگر را ببینند و لذت ببرند. در آئینهای تمدنهای دیگر هم قربانی کردن انسان در پیشگاه خدایان وجود داشته، ولی تماشای کشتن برای تفریح، آن هم مردم عادی، تا لذت ببرند؟ آن هم در باشکوهترین بنا؟
و آیا این لذت از کشتار در همان دوران باستان تمام شد؟ اگر میراثی با عنوان «روح امپراتوری» ارثی است که ایرانیان را دعوت به مقاومت میکند، روحی که غرب به ارث برده، نکند «روح لذت از کشتار و نابودی» است؟ روحی که چهار تمدن باستانی را نابود کرد، دو جنگ جهانی به راه انداخت و میلیونها انسان را در مستعمرهها کشته، دو بمب اتمی بر سر مردمان دو شهر انداخته، انسانها را به جرم رنگ پوست به بردگی گرفته و فقط در یک قلم، ۲۰ میلیون نفر را در کنگو سلاخی کرده و جنازه پاتریس لومومبا را از قبر بیرون کشیده و در بشکه اسید انداخته و هنوز هم سیر نشده که نشده و در غزه، کودک و زن و مرد و پیر و جوان را میکشد و هر روز جنگ راهمیاندازد.
برای تمدن روم و وارثان آن که حالا نامش ایالات متحده است و وعده نابودی پنجمین تمدن باستانی را میدهد و دنبال آن است که بالاخره این جنگ ۲۰۰۰ ساله با ایران را یکسره کند، تمام جهان یک کلوزیوم است و کشتن مردم، تفریحی لذتبخش. این میراثی است که غرب به ارث برده؛ «روح کلوزیوم».
****
نسلِ آلفا و دولتِ ناديده
اعتماد نوشت:
هر سال با فرا رسيدن هفته دولت، رسانههاي كشور انبوهي از گزارشها، آمارها و تصاويرِ افتتاحيه را به خوردِ مخاطب ميدهند، اما پرسش اينجاست: اين حجم از اطلاعرساني، چقدر به قلب و ذهنِ نوجوانان و جواناني مينشيند كه روزانه ساعتها در فضاي مجازي و شبكههاي اجتماعي غرق هستند؟ نسلي كه نه فقط مخاطبِ منفعلِ اخبار، كه «ساختارشكن» و «پرسشگرِ» اصلي فضاي رسانهاي شده است. تجربه سالهاي اخير نشان ميدهد كه روشهاي كلاسيك اطلاعرساني، نه تنها تاثيرِ چنداني بر اين نسل ندارد، بلكه گاه به شكافِ عميقترِ نسلي دامن ميزند. يادداشتِ پيشِ رو، با نگاهي جامعهشناختي و رسانهاي، به بررسي دلايلِ اين ناكارآمدي و ارايه راهكارهايي براي تحولِ شيوه روايتِ دستاوردهاي نظام، به ويژه در هفته دولت، ميپردازد....
هفته دولت، نه فقط يادآورِ خاطره دولتمردانِ شهيد كه فرصتي مغتنم براي بازنگري در «شيوه ارتباطِ دولت با نسلِ آيندهسازِ كشور» است. اين هفته ميتواند به عنوانِ يك «پايلوتِ آزمايشي» براي اجراي رويكردهاي نوينِ اطلاعرساني درنظر گرفته شود. اگر رسانه رسمي، در اين هفته، روايتِ «ما موفق شديم» را به «چگونه با شما به موفقيت ميرسيم» تبديل كند، گامِ بلندي در جهتِ پر كردنِ شكافِ نسلي برداشته است. نسلِ امروز، از دولت، «قهرمان» نميخواهد؛ «همسفر» و «همزبان» ميخواهد. او ميخواهد بداند كه اين «دولتِ» چگونه به «زندگي» عيني او معنا ميبخشد. تا زماني كه روايتِ رسمي، با زباني متفاوت از زبانِ روزمره جوانان سخن بگويد، اين نسل، همچنان در جستوجوي پاسخِ پرسشهاي بيپاسخِ خود، به سوي «روايتهاي رقيب» خواهد رفت. تغييرِ روايت، نه يك انتخابِ زينتي كه يك ضرورتِ اجتنابناپذير براي حفظِ پيوندِ نسلِ آينده با هويتِ ملي و انقلابياش است.
****
چرا هنوز به یک مسیر گره خوردهایم؟!
یحیی آلاسحاق، وزیر پیشین بازرگانی و رئیس پیشین اتاق بازرگانی به خبرآنلاین گفته است: امارات متحده عربی به یکی از مراکز اصلی در تجارت خارجی ایران تبدیل شده و نقش آن تنها به تجارت با ایران محدود نیست.حجم مبادلات تجاری ایران با امارات، چه در حوزه صادرات و چه واردات، بین ۱۲ تا ۲۰ میلیارد دلار برآورد میشود. شرایط خاصی که طی سالهای گذشته بر ایران تحمیل شده، از جمله محدودیتهای حملونقل، انبارداری، بانکداری، انتقال پول و نحوه سرمایهگذاری، موجب شده امارات جایگاه ویژهای در تجارت خارجی ایران پیدا کند. این وابستگی موضوع جدیدی نیست و حتی پیش از جنگهای اخیر نیز نسبت به شکلگیری چنین وضعیتی هشدار داده شده بود.
حدود یک دهه است که بحث متنوعسازی مبادی تجاری و استفاده بیشتر از کشورهایی مانند عمان، پاکستان و ترکیه مطرح شده، اما برنامههای طراحیشده در این زمینه بهطور کامل عملیاتی نشده است. ایران با ۱۵ کشور مرز مشترک دارد و مجموع مرزهای آن به حدود ۲ هزار کیلومتر میرسد. از این رو، به اعتقاد او، امکان ایجاد مسیرهای جایگزین تجاری و کاهش وابستگی به یک کشور خاص وجود دارد.
برنامههایی که از ۱۰ تا ۱۵ سال پیش برای متنوعسازی مسیرهای تجارت خارجی طراحی شده بود، اگر در همان زمان اجرایی میشد، امروز کشور با آسیبپذیری کمتری مواجه بود.
استفاده از مسیرهای جایگزین امکانپذیر است، اما افزایش هزینه تجارت یکی از پیامدهای آن خواهد بود. تحریمها نیز پیش از این هزینه تجارت خارجی ایران را حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد افزایش دادهاند و تغییر مسیرهای تجاری میتواند هزینههای دیگری نیز به این روند اضافه کند.
****
دفاع سازمانیافته در برابر نفوذ خارجی
سایت مشرق نوشت:
مجلس شورای اسلامی در ۲۵ مردادماه سال جاری کلیات این طرح را تصویب کرده است. نسخه منتشرشده، طرحی ۳۳ مادهای را معرفی میکند که طیف متنوعی از مصادیق ارتباط، همکاری، تأمین مالی، انتقال اطلاعات و فعالیتهایی را که ممکن است در چارچوب حمایت، هدایت یا اثرگذاری توسط عوامل خارجی قرار گیرند، مورد توجه قرار داده است.
اهمیت این طرح را باید در تغییر ماهیت تهدیدات امنیتی جستوجو کرد. سرویسهای اطلاعاتی در جهان امروز؛ جز در مصادیق خاص، غالبا برای دستیابی به اهداف خود به دنبال استخدام مستقیم یک جاسوس نیستند. در ادبیات امنیتی، نفوذ زمانی اهمیت پیدا میکند که عامل خارجی بتواند به درون یک فرآیند تصمیمگیری، شبکه اجتماعی، ساختار سازمانی یا محیط اثرگذار وارد شود و بدون آنکه الزاماً حضور او آشکار باشد، بر نتیجه اثر بگذارد. این همان نقطهای است که طرح جدید میتواند یک خلأ مهم را پوشش دهد. این طرح، رفتارهایی را مورد توجه قرار میدهند که در آنها فرد یا مجموعهای تحت حمایت یا هدایت عامل خارجی، به انتقال اطلاعات، ارائه تحلیلهای خلاف واقع، اثرگذاری بر فرآیندهای تصمیمسازی یا تأمین منافع طرف خارجی اقدام میکنند.
اگر یک سرویس اطلاعاتی بتواند بدون دستیابی مستقیم به یک سند محرمانه، بر تحلیل یک مدیر، سیاست یک دستگاه، جهتگیری یک شبکه یا تصمیم یک نهاد و یا رویکرد و نگرش جامعه اثر بگذارد، از منظر راهبردی به هدف مهمی دست یافته است. بنابراین جرمانگاری رفتارهای سازمانیافته برای اثرگذاری با مبدأ خارجی، در صورت اجرای دقیق، میتواند مکمل قوانین سنتی حوزه جاسوسی و حفاظت اطلاعات باشد.



































































































































































