در یکی از پیچیدهترین آزمونهای سیاست خارجی ایران در سالهای اخیر، دستگاه دیپلماسی کشورمان توانست پس از دو دوره رویارویی مستقیم نظامی با امریکا و اسراییل، معادله بحران را از چارچوب تقابل صرف خارج کرده و به سمت مدیریت سیاسی و دیپلماتیک سوق دهد. اهمیت این دوره نه فقط در عبور از یک فشار امنیتی گسترده، بلکه در قالب توانایی ایران برای حفظ ظرفیت چانهزنی در شرایطی است که واشنگتن تلاش داشته و دارد تا با اتکا به برتری نظامی و ابزار تحریم، دستور کار مذاکراتی خود را تحمیل کند. از منظری دیگر آنچه این دوره را از بحرانهای پیشین متمایز کرد، پیوند میان سه سطح قدرت بود؛ دیپلماسی عزتمندانه، بازدارندگی میدانی و بهرهگیری هوشمندانه از ظرفیتهای ژئوپلیتیک. تهران تلاش کرد نشان دهد که مذاکره پس از فشار، الزاما به معنای پذیرش شروط طرف مقابل نیست، بلکه زمانی میتواند به یک سازوکار موثر تبدیل شود که بر پایه توازن قدرت و شناخت متقابل از هزینههای ادامه تقابل شکل بگیرد.
به گزارش اعتماد، پس از جنگ دوازدهروزه و چهلروزه، نخستین چالش برای سیاست خارجی ایران جلوگیری از تبدیل فشار نظامی به شکست دیپلماتیک بود. امریکا در آغاز تلاش داشت با اتکا به فضای ایجادشده پس از دو درگیری مطالبات حداکثری خود را در حوزه برنامه هستهای، توان دفاعی و نقش منطقهای ایران به میز مذاکره تحمیل کند. با این حال، تهران با اتخاذ رویکردی مبتنی بر مقاومت فعال و دیپلماسی مرحلهای، تلاش کرد زمین بازی را تغییر دهد؛ به این معنا که موضوع مذاکرات از «پذیرش خواستههای امریکا» به «تنظیم یک چارچوب متوازن برای مدیریت بحران» منتقل شود.در این میان، یکی از مهمترین تحولات، شکلگیری هماهنگی برجسته میان میدان و دیپلماسی بود. تجربه این بحران نشان داد که قدرت نظامی، بدون یک راهبرد سیاسی مکمل، نمیتواند به دستاورد پایدار تبدیل شود؛ همانگونه که دیپلماسی نیز بدون پشتوانه بازدارندگی، در برابر فشارهای حداکثری آسیبپذیر خواهد بود. همافزایی این دو مولفه، امکان آن را فراهم کرد که ایران در فرآیند مذاکراتی از موضع تدافعی دفاعی صرف خارج شده و بخشی از مطالبات خود را در چارچوب توافقات سیاسی دنبال کند.در چنین فضایی، تفاهم اسلامآباد شکل گرفت؛ تفاهمی که از نگاه تهران، نقطه عطفی در تغییر مسیر بحران محسوب میشود. این تفاهم نشان داد که راهبرد فشار حداکثری امریکا جهت تحمیل یک توافق یکطرفه شکست خورده. واشنگتن که در ابتدا تلاش داشت مجموعهای از محدودیتهای گسترده را بر ایران تحمیل کند، درنهایت ناچار شد وارد چارچوبی شود که در آن موضوعاتی مانند کاهش تنش، ایجاد دور تازه گفتوگوها، توقف اقدامات تقابلی و فراهمکردن زمینه برای بازتنظیم روابط موردتوجه قرار گرفت.به عبارت دیگر، تفاهم اسلامآباد را میتوان نتیجه تغییر در معادله هزینه-فایده امریکا دانست. ادامه فشار مستقیم علیه ایران، نهتنها اهداف سیاسی واشنگتن را تضمین نمیکرد، بلکه خطر بیثباتی بیشتر در منطقهای را افزایش میداد که برای اقتصاد جهانی و بازار انرژی اهمیت حیاتی دارد. همین مساله موجب شد امریکا از راهبرد تهاجمی اولیه فاصله گرفته و جهت جبران شکستی که متحمل شده بخش مهمی از تمرکز خود را به ابزارهای اقتصادی، تحریمها و فشارهای غیرمستقیم منتقل کند.در این مرحله، هرمز به عنوان یکی از مهمترین اهرمهای ژئوپلیتیکی ایران وارد معادله شد. اهمیت هرمز صرفا در نقش آن به عنوان مسیر انتقال انرژی خلاصه نمیشود، بلکه این آبراه در معادلات امنیتی خلیجفارس، به نمادی از پیوند میان حاکمیت کشورهای ساحلی، امنیت منطقهای و اقتصاد جهانی تبدیل شده است. ایران با برجستهکردن نقش کشورهای منطقه در مدیریت امنیت هرمز، تلاش کرد این پیام را منتقل کند که ثبات این آبراه نمیتواند بدون مشارکت بازیگران ساحلی و با ترتیبات تحمیلی قدرتهای خارجی تضمین شود.رایزنی ایران و عمان درباره نقشه مسیرهای تردد دریایی نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است. تهران با انتخاب یک شریک منطقهای و ساحلی، تلاش کرد مساله امنیت هرمز را از یک موضوع صرفا نظامی به یک فرآیند سیاسی-منطقهای تبدیل کند. این رویکرد نشان میداد که ایران به دنبال استفاده از هرمز نه به عنوان یک ابزار بحرانساز، بلکه به عنوان اهرمی برای بازتعریف قواعد امنیتی منطقه است.با توجه به متغیرهای فوق، تجربه اخیر را میتوان آزمونی بزرگ برای سیاست خارجی ایران دانست؛ آزمونی که در آن دیپلماسی توانست با اتکا به بازدارندگی و شناخت دقیق از ظرفیتهای ژئوپلیتیک، از یک بحران امنیتی گسترده، فرصتی برای افزایش قدرت چانهزنی سیاسی ایجاد کند. در همین راستا «اعتماد» تلاش کرده تا به مناسبت هفته دولت و با هدف بررسی کارنامه و ظرفیت دستگاه دیپلماسی کشورمان در مقطع حساس حاکم با گروهی از کارشناسان و دیپلماتهای پیشین گفتوگو کرده و ابعاد و زوایای آشکار و پنهان سیاست خارجی کشورمان را در این بازه حساس بررسی کند. سیاست خارجی ایران معادلات امنیتی امریکا در غرب آسیا را برهم زد
حسین ربیعی، کارشناس مسائل خاورمیانه، در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره عوامل اثرگذار بر ایستادگی ایران و تغییر معادلات طرف مقابل در جنگ، به «اعتماد» گفت: در ابتدا باید گفت دستگاه دیپلماسی کشورمان، هوشمندانه درنظر داشت توان دفاعی و ظرفیت بازدارنگی ایران و نیز مقاومت تاریخی ایرانیان در مقابل متجاوزان را که منجر به مذاکرات و توافق اسلامآباد شد را با تاکید بر منافع ملی ایران به پیش برد. از همین رو آنچه برای نخستینبار پس از انقلاب به امضای روسای جمهور ایران و امریکا رسید، متنی قابل دفاع است که در صورتی که بهطور کامل عملیاتی میشد، میتوانست بخش زیادی از انتظارات ملی را برآورد کند و با حفظ منافع ملی، ایران را وارد دوره آرامش و توسعه کند.از طرفی دیگر سه عامل نیز در افزایش بازدارندگی توان و قدرت ایران و قدرت چانهزنی کشورمان نقش داشت. نخست، «محاسبه نادرست متجاوزان» بود. آنها تصور میکردند با حملهای برقآسا، ضربه به استحکامات نظامی و تضعیف سازمان سیاسی کشور، میتوانند ایران را دچار فروپاشی کنند؛ اما جنگ نشان داد برداشت آنها از توان نظامی ایران و استحکام ساختار سیاسی کشور نادرست بوده است. وی افزود: دومین عامل، «جغرافیای ایران» است. موقعیت ایران در غرب آسیا، وسعت سرزمینی، جمعیت و اشراف آن بر تنگه هرمز، از عناصر مهم قدرت ملی به شمار میرود. به گفته ربیعی، به نظر میرسد طرف مقابل توان ایران برای ایجاد اختلال در تردد دریایی تنگه هرمز را دستکم گرفته بود؛ درحالی که هر تحلیلگر جغرافیایی میداند کنترل یا مختلکردن عبور و مرور در گذرگاههای باریکی مانند هرمز، مالاکا و بابالمندب به آسانی امکانپذیر است. ربیعی ادامه داد: از منظری دیگر هرمز، به دلیل وابستگی گسترده اقتصاد و انرژی جهان به آن، این ظرفیت جغرافیایی را دارد تا به ابزاری موثر تبدیل شود، از همین رو تمرکز ایران بر این موقعیت راهبردی توانست در یک جنگ نابرابر، بر محاسبات طرف مقابل اثر بگذارد. به باور این استاد دانشگاه سومین عامل را «ذهنیت تاریخی و هویتی ایرانیان» دانست و گفت: جامعه ایران به دلیل هزاران سال زیست و دولتداری در این منطقه، تجربههای فراوانی از پیروزی و شکست داشته است. مساله حفظ کشور، بقای ملی و مقاومت در برابر تجاوز، به بخشی از حافظه و باور تاریخی ایرانیان تبدیل شده و در بزنگاههای مختلف خود را نشان داده است. این روحیه در جنگ هشتساله با عراق و نیز در تجربههای تاریخی ایران در مواجهه با عثمانی، روسیه و تهاجمات از شرق دیده شده است، از همین رو مجموعه «برآورد نادرست دشمن»، «ظرفیت ژئوپلیتیکی ایران» و «روحیه تاریخی مقاومت» سبب شد تنگه هرمز به یکی از ابزارهای موثر ایران برای تغییر معادلات جنگ تبدیل شود. سند اسلامآباد در کارنامه دستگاه دیپلماسی کشورمان فصلی بیسابقه را رقم زد
ابوالقاسم دلفی، سفیر پیشین ایران در فرانسه و کارشناس مسائل بینالملل و اروپا، در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره جایگاه تفاهم اسلامآباد در کارنامه دستگاه دیپلماسی دولت چهاردهم ضمن اشاره به اینکه این سند توسط روسای جمهوری دو کشور ایران و امریکا امضا شده و از این منظر بیسابقه است، گفت: ممکن است اجرای این تفاهم با چالشهایی روبهرو شده باشد اما اصل آن و تعهدات مندرج در آن نفی نشده است. از منظر دلفی این سند در تاریخ جمهوری اسلامی و در تاریخ روابط ایران و امریکا از دو منظر با اهمیت و بیسابقه است، چراکه هم توسط روسای جمهور دو کشور (مقامهایی در سطح بالا) امضا شد و هم به واسطه آنکه در قالب آن تمامی خواستههای ایران بعد از جنگ دوازده روزه و جنگ چهارده روزه لحاظ شده بود با اهمیت است. خواستههایی چون برداشتن تحریمهای اولیه و ثانویه گرفته تا آزادسازی اموال بلوکه شده کشورمان، توقف جنگ در تمامی جبههها، آزادی صادرات نفت ایران و کشتیرانی و رفع محاصره که در متن سند تعریف شده است.از همین رو این سند نشان از اجماع میان تهران و واشنگتن درباره خواستههای ایران داشت و صرفا در آن قید شده بود که در ارتباط با برنامه هستهای کشورمان رایزنیهای جداگانهای انجام شود و مساله تنگه هرمز نیز براساس توافق میان ایران و عمان حل و فصل گردد، بنابراین تفاهم اسلامآباد کاملا براساس منافع ملی کشورمان تعریف شده و این همان حقیقتی است که هیچکدام از جناحهای داخل در ارتباط با آن اختلافنظری نداشتند، به همین دلیل نیز کنگره امریکا، رسانههای این کشور و بسیاری از منتقدان رییسجمهوری امریکا بعد از روشن شدن مفاد این تفاهم انگشت اتهام را به سوی ترامپ نشانه گرفتند و تاکید داشتند که رییسجمهوری امریکا، سلف خود اوباما را به واسطه برجام به چالش کشید، اما بعد از تحمیل دو جنگ پرهزینه به ایالاتمتحده تن به توافقی داد که عملا نشان از تسلیم و عقبنشینی دارد. این تفاهم حتی خشم اسراییل و لابیهای یهودی، کشورهای حاشیه خلیجفارس را برانگیخت، چراکه این گروه از بازیگران به دنبال ایران ضعیف شده بودند اما با توافی روبهرو گشتند که در قالبش تمامی خواستههای کشورمان لحاظ شده و دراستای منافع ملی و تمامیت ارضی ایران بود. تفاهم اسلامآباد نشان از عقبنشینی ترامپ از رویکرد تهاجمیاش داشت
سید جلال ساداتیان، سفیر پیشین ایران در انگلستان و کارشناس مسائل خاورمیانه، در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره آزمون دستگاه دیپلماسی کشورمان در یک سال و نیم گذشته، بالاخص بعد از دو رویارویی گسترده گفت: امریکا با تحریک اسراییل، نتانیاهو و لابیهای حامی آن در واشنگتن، بر این تصور بود که میتواند با فشار نظامی و سیاسی، ساختار حاکمیتی ایران را تضعیف کند و اهداف خود را در حوزههای مختلف، ازجمله برنامه هستهای و توان موشکی، پیش ببرد.با این حال به واسطه هوشیاری دستگاه دیپلماسی کشورمان و همصدایی دیپلماسی با میدان این اهداف محقق نشد. از همین رو امریکا نه به خواستههای خود درباره فعالیت هستهای و توان موشکی ایران دست یافت، نه توانست بر ترتیبات منطقهای مسلط شود. حمله به پایگاههای امریکا در کشورهای منطقه نیز موجب شد کشورهای میزبان این پایگاهها به این جمعبندی برسند که واشنگتن نهتنها قادر به تامین امنیت آنها نیست، بلکه حضورش میتواند این گروه از بازیگران را در معرض تهدید قرار دهد.ساداتیان در ادامه ضمن آنکه توافق اسلامآباد را دستاوردی تاریخی قلمداد کرد، ادامه داد: به واسطه عهدشکنی امریکا و افزایش تنشها در تنگه هرمز، این شاهراه که پیش از جنگ مسیر رفتوآمد گسترده کشتیها بود بیش از گذشته تحت کنترل ایران قرار گرفت و کاهش تردد در آن، آثار خود را بر اقتصاد امریکا و اقتصاد جهانی نشان داد. بیدلیل نیست که ادعای ترامپ درباره تسلط بر این آبراه با واقعیتهای میدانی همخوانی ندارد بالاخص آنکه آمار نهادهای دریایی و کشتیرانی میتواند میزان کاهش عبور و مرور را نشان دهد.
این دیپلمات پیشین در ادامه خاطرنشان کرد: ایران تنگه هرمز را آبراهی با پیوندهای سرزمینی و ساحلی مشترک میداند و از این رو، گفتوگو با عمان را برای یافتن سازوکاری مشترک در اداره این گذرگاه دنبال میکند تا «کنترل ایران» بر این آبراه حفظ شود،
از همین رو ایران با وجود فشارهای امریکا، آماده است از مسیر گفتوگو و با احترام متقابل، بر سر نحوه اداره تنگه با عمان به تفاهم برسد. اهمیت این توافق فقط به صادرات نفت محدود نیست؛ بخش قابلتوجهی از محصولات پتروشیمی، کالاهای معدنی و دیگر اقلام صادراتی و وارداتی ایران و کشورهای منطقه نیز از این مسیر عبور میکنند، بنابراین کاهش یا توقف در تردد، بر اقتصاد منطقه و جهان اثر میگذارد.ساداتیان در پایان و با اشاره به دست بالای کشورمان در حوزه دیپلماسی و میدان گفت: ایران در شرایط فعلی مذاکره مستقیم با امریکا را دنبال نمیکند و تبادل پیامها عمدتا از مسیر میانجیها انجام میشود. علت این رویکرد، بیاعتمادی تهران پس از نقض تفاهمها بالاخص تفاهم اسلامآباد ازسوی واشنگتن است با این حال ادامه رایزنیها با عمان نشان میدهد که تهران برخلاف واشنگتن به نتیجهبخش بودن رویکرد تهاجمی صرف باور ندارد و تلاش دارد تا دیپلماسی و رایزنیها را در اولویت دستور کار خود قرار دهد. دستگاه دیپلماسی ایران راهبرد تهاجمی واشنگتن را شکست داد
محسن پاکآیین، دیپلمات پیشین، در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره ظرفیتهای راهبردی دستگاه دیپلماسی ایران ابتدا به رویکرد و محاسبات نادرست رییسجمهوری امریکا اشاره کرد و گفت: ترامپ با «غرور کاذب» و بر پایه اطلاعات نادرستی که از نهادهای اطلاعاتی امریکا و اسراییل دریافت کرد، تصور داشت میتواند ایران را نیز بسان بازیگران دیگر منطقه با فشار نظامی به تسلیم وادارد، اما محاسبات امریکا و اسراییل، مقاومت ایران در برابر جنگی طولانیمدت و ورود عامل بازدارندهای مانند «تنگه هرمز» جایگاهی نداشت. به بیانی دیگر واشنگتن تصور میکرد علاوه بر ایران، میتواند «جبهه مقاومت» را نیز مهار کند و آن را به تبعیت از سیاستهای خود وادارد، اما تحولات میدان خلاف این برآورد را نشان داد.این کارشناس مسائل بینالملل ادامه داد: ایران از نخستین روز جنگ، باوجود ضربههای اولیه، ایستادگی کرد و حملات خود را علیه اهداف و منافع امریکا در منطقه ادامه داد. در کنار توان نظامی، «مدیریت تنگه هرمز» و اقدامات دیپلماتیک ایران با پشتوانه اقتدار دفاعی، معادلات امریکا را در دو عرصه نظامی و سیاسی تغییر داد.پاکآیین «انسجام ملی» را دیگر عامل اثرگذار دانست و گفت: حضور مردم در حمایت از ارکان نظام، تصمیم ادامه مقاومت و نیروهای مسلح، در کنار هدایتهای رهبر انقلاب، از عواملی بود که محاسبات طرف مقابل را بر هم زد. از نگاه او، این مجموعه سبب شد امریکا نتواند به هدف اصلی خود، یعنی تسلیمکردن ایران، دست یابد.پاکآیین در ادامه خاطرنشان کرد: رویکرد دستگاه دیپلماسی ایران و هماهنگیاش با ظرفیتهای میدان موجب شد تا امریکا دیگر نتواند مانند گذشته مدعی برتری بلامنازع در خلیجفارس و غرب آسیا باشد. بالاخص آنکه واشنگتن در بازگشایی تنگه هرمز ناتوان مانده و محاصره دریایی ایران نیز به جای حل مساله، بر پیچیدگی بحران افزوده است. اخبار مرتبط ضارب تحت بازجویی است/ اثبات انگیزههای شخصی عامل حمله در بررسیهای اولیه تکذیب بازرسی دفاتر مقام های دولتی/ مسئول رسیدگی به ربودن فایل صوتی وزیر خارجه وزارت اطلاعات است

































































































![سفیر عراق در روسیه: در صورت لزوم، عراق آماده میزبانی از مذاکرات است/ گفتوگوی عراقچی و وزیر خارجه فرانسه در مورد روند اجرای مفاد تفاهم اسلامآباد/ معاون وزیر خارجه: میانجیگران با آمریکا در تماس هستند که با فراهم شدن شرایط لازم، بتوانیم تاریخ و مکان [ملاقات بعدی] را تعیین کنیم/ ترامپ دربارهٔ ایران: نشست دوحه شاید مهم باشد، شاید هم نه](/news/u/2026-06-30/entekhab-6ljir.jpg)
![مارین ترافیک: طی سه روز، ۱۰۸ عبور از تنگه هرمز ثبت شده/ سفیر عراق در روسیه: در صورت لزوم، عراق آماده میزبانی از مذاکرات است/ گفتوگوی عراقچی و وزیر خارجه فرانسه در مورد روند اجرای مفاد تفاهم اسلامآباد/ معاون وزیر خارجه: میانجیگران با آمریکا در تماس هستند که با فراهم شدن شرایط لازم، بتوانیم تاریخ و مکان [ملاقات بعدی] را تعیین کنیم](/news/u/2026-06-30/entekhab-j10yc.jpg)
































































