نخستین مسئله به اقتصاد چین و محدودیتهای تدریجی مدل رشدی بازمیگشت که طی چند دهه این کشور را به یکی از بزرگترین اقتصادهای جهان تبدیل کرده بود. رشد چین برای سالها بر ترکیبی از سرمایهگذاری گسترده، صنعتیشدن سریع و صادرات استوار بود. موفقیت این مدل به ایجاد ظرفیت تولیدی عظیمی در صنایعی مانند فولاد، سیمان، ماشینآلات، تجهیزات نیروگاهی، مهندسی و ساختوساز منجر شد. اما با بزرگتر شدن اقتصاد چین، ادامه همان الگوی سرمایهگذاری با همان سرعت گذشته دشوارتر میشد. همزمان، بحران مالی جهانی ۲۰۰۸ نیز نشان داد که وابستگی بیش از اندازه به بازارهای سنتی آمریکا و اروپا میتواند خود به منبع آسیبپذیری تبدیل شود.
در چنین شرایطی، گسترش اتصال با کشورهای آسیایی، آفریقایی، خاورمیانهای و اروپایی میتوانست بخشی از فضای اقتصادی مورد نیاز برای ادامه فعالیت شرکتهای چینی را فراهم کند. ساخت خطوط ریلی، بنادر، جادهها، نیروگاهها و مناطق صنعتی در خارج از چین، در کوتاهمدت برای شرکتهای مهندسی، ساختمانی و تولیدکنندگان تجهیزات چینی تقاضا ایجاد میکرد و در بلندمدت نیز دسترسی چین به بازارهای جدید را افزایش میداد. به این معنا، زیرساخت صرفاً مقصد سرمایهگذاری نبود، بلکه ابزاری برای توسعه جغرافیای اقتصادی چین محسوب میشد. …



































































































































































