در مقابل، تیم اقتصادی و سیاسی دولت ترامپ با شعار «روز فرود اقتصادی» و با هدف فلج کردن کامل اقتصاد ایران، سعی در تشدید حلقه محاصره دارد.
بر اساس گزارش مجله تایم، اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا اعلام کرده که ترکیبی از محاصره دریایی مستقیم و «سختترین تحریمهای اقتصادی در تاریخ» برای وادار کردن تهران به فروپاشی به کار گرفته شده است.
همچنین تهدیدهایی علیه برخی از شرکای تجاری ایران از جمله سلطاننشین عمان و اشاره به فشار بر چین به عنوان بزرگترین خریدار نفت ایران، نشان از ابعاد گسترده این کارزار دارد؛ هرچند جزئیات آن پیش از سفر رئیسجمهور چین به واشنگتن مبهم باقی مانده است. ضربه اقتصادی بر پیکر خانوادههای آمریکایی
با این حال، آنچه در گزارشهای تحلیلی رسانههای غربی از جمله نشریه نیوزویک جلب توجه میکند، «بازگشت خمپاره به سنگر خودی» است. به عبارت دقیقتر، سیاستهای خصمانه واشنگتن علیه تهران، اکنون با افزایش چشمگیر هزینههای زندگی، به یک چالش جدی برای دولت آمریکا و به ویژه پایگاه رای ترامپ تبدیل شده است.
بر اساس دادههای منتشر شده، نرخ تورم مصرفکننده در آمریکا به ۳.۵ درصد رسیده که بخش عمدهای از آن ناشی از افزایش ۲۶.۷ درصدی قیمت بنزین و ۱۵.۷ درصدی هزینههای انرژی است. این امواج گرانی، شاخص اعتماد مصرفکننده دانشگاه میشیگان را در یک ماه بیش از ۷ درصد کاهش داده و بیشترین آسیب را به گروههای کمدرآمد، سالمندان و افرادی با تحصیلات پایینتر که بخش عمدهای از رایدهندگان وفادار به ترامپ را تشکیل میدهند، وارد کرده است.
تحلیل مرکز پیشرفت آمریکا نشان میدهد که جنگ اقتصادی با ایران، نیم درصد به نرخ بهره بلندمدت افزوده و در نتیجه ۴.۶ میلیارد دلار هزینه اضافی بر وامهای مصرفی، ۱۲.۷ میلیارد دلار بر بدهی شرکتها و حدود ۳۰.۸ میلیارد دلار نیز بر هزینههای دولت فدرال تحمیل کرده است.
بازتاب این وضعیت در نظرسنجیها نیز آشکار است؛ به طوری که بر اساس نظرسنجی دانشگاه مارکت، دموکراتها در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره با پیشتازی ۵۱ به ۴۵ درصد نسبت به رقیب جمهوریخواه، از نارضایتی عمومی نسبت به مدیریت اقتصادی دولت بهرهبرداری میکنند. ۳۵ درصد از شرکتکنندگان در این نظرسنجی، تورم و هزینههای زندگی را مهمترین دغدغه خود معرفی کردهاند. کشاورزان آمریکایی در محاصره گرانی سوخت
در گوشهای دیگر از این میدان، بخش کشاورزی آمریکا به عنوان یکی از قربانیان اصلی این تنشها شناخته شده است. گزارش وبسایت آکسیوس حاکی از آن است که با نزدیک شدن به فصل برداشت ذرت و سویا در سپتامبر آینده، افزایش سرسامآور قیمت دیزل و کودهای شیمیایی، برنامههای مالی کشاورزان را با بحران روبهرو کرده است.
بر اساس این گزارش، جید باور، رئیس جمعیت مزارعداران ذرت ملی در ایالت اوهایو که خود ۱۱۰۰ فدان(۴۶۲ هکتار) زمین زیر کشت دارد، اعلام کرده که افزایش قیمت سوخت امسال، دستکم بیست تا بیست و پنج هزار دلار به هزینههایش اضافه خواهد کرد و او راهی برای سوددهی یا جبران این هزینهها نمیبیند جز فرو رفتن در باتلاق بدهی.
جان نیوتن، معاون امور اقتصادی اتحادیه مزرعهداران آمریکایی نیز توضیح داده که کشاورزان در شرایطی با این فشارها دست و پنجه نرم میکنند که از یکسو به عنوان مصرفکننده، سوخت را با قیمت خرد خریداری و محصول خود را با قیمت عمده به بازار عرضه میکنند و از سوی دیگر، بیشتر آنها توانایی ذخیرهسازی سوخت یا پوشش ریسک نوسانات قیمت را ندارند.
درو کینتزی، کارشناس کشاورزی دانشگاه میزوری نیز در گفتوگو با آکسیوس تاکید کرده که عملیات برداشت که بیش از هر مرحله دیگری سوختبر است، تا ماه نوامبر ادامه دارد و مزارع متوسط برای هر هکتار ذرت بین پنج تا هشت گالن سوخت مصرف میکنند. تهران، محور صبر راهبردی؛ واشنگتن در بنبست هزینهها
در سوی مقابل به اذعان برخی رسانههای غربی، تحرکات تهران نشان از عزم جدی برای مدیریت فشارها دارد؛ نیویورک تایمز در گزارشی به نقل از یغانه تورباتی، ارسالکننده مطلب به روزنامه، نوشته که مقامات ایرانی به این جمعبندی رسیدهاند که ایستادگی در برابر فشارهای اقتصادی و حفظ کنترل بر تنگه هرمز، دستاوردی بسیار بیشتر از امتیازدهی در میز مذاکره برای آنها خواهد داشت.
همچنین نیکول گرایفسکی، استاد مدعو در مرکز مطالعات بینالمللی پاریس در گفتوگو با این روزنامه بیان کرده که در ماههای اخیر چیزی جز «سختتر شدن موضع ایران» و تلاشهای مکرر و تاکنون ناموفق آمریکا برای یافتن راهحل مشاهده نشده است. از سوی دیگر، الکس فاتانکا، پژوهشگر ارشد موسسه خاورمیانه در واشنگتن به نیویورک تایمز گفته که تهران به این باور رسیده که آمریکا در نهایت از یک رویارویی باز و پرهزینه خسته خواهد شد.
نکته قابل تامل، اذعان این رسانهها به این واقعیت است که هرچند فشارهای حداکثری تاکنون نتوانسته ایران را به زانو درآورد اما میتوانسته به عاملی برای افزایش اقتدار نهادهای نظامی و جریانهای تندرو در ساختار قدرت این کشور تبدیل شود که این خود یک محاسبه اشتباه راهبردی برای کاخ سفید ارزیابی میشود. خروج از یک معادله پرهزینه
بنابراین آنچه از میان سطور گزارشهای رسانههای غربی برمیآید، حکایت از آن دارد که جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران، به یک آزمون پرهزینه و دوسویه تبدیل شده است. معیشت مردم آمریکا و به ویژه قشرهای محروم و تولیدکنندگان این کشور، هزینههای سنگین این رویارویی را به صورت مستقیم لمس میکنند.
این شرایط، دولت آمریکا را در موقعیت دشواری قرار داده؛ چرا که ادامه مسیر فعلی نه فقط چشمانداز روشنی برای تغییر رفتار ایران ترسیم نمیکند، بلکه هر روز به قیمت افزایش هزینههای سیاسی و اقتصادی برای دولت و حامیان آن تمام میشود.




















































































































































![[رامتین مرتضوی] نیمه گمشده اما مجازی!](/news/u/2026-08-18/ettelaat-rq5hs.jpg)














