داروین در ابتدا رشته پزشکی را انتخاب کرد ولی به دلیل علاقه به طبیعت و همچنین خشونت عملیات جراحی تحصیل در پزشکی را رها کرده و به زیست شناسی و زمین شناسی روی آورد. در همین زمان بود که به دیدگاه تغییر تدریجی زمین شناسی روی آورد و در ادامه به نویسنده ای محبوب تبدیل گشت. داروین به واسطه پراکندگی جغرافیایی جانوران و فسیلهای جمع آوریشده، تحقیقات دقیقی آغاز کرد و در ادامه نظریه انتخاب طبیعی را ارائه کرد. او نظریه های خود همچون فرگشت را به همراه شواهد قانع کننده ارائه می کرد تا بدانجا که غالب مردم تحصیل کرده، فرگشت را به عنوان یک حقیقت پذیرا بودند، این کشف علمی داروین نه تنها باعث پیوند همه علوم زیستی می شد بلکه تنوع زیستی را نیز توضیح می داد. او همچنین با روحانیون طبیعت گرای برجسته نیز ملاقات می کرد؛ کسانی که کار علمی را به عنوان الهیات طبیعی مذهبی می پنداشتند. داروین سازگاری عمل خداوند را از طریق قوانین طبیعی می دانست. گفتنی است کتاب خاستگاه گونه ها مهم ترین اثر چارلز داروین است که در این کتاب نظرات جدیدی درباره فرگشت، پیدایش حیات و انقراض انواع جانداران بیان کرد. این کتاب در آن مقطع با حواشی و جنجالهای فراوان همراه بود و از سویی نیز تحولی شگرف در دانش زیست شناسی پدید آورد.
داروین سعی می کرد همواره از مشاهدات و نظریات نظری خود، یادداشتهای دقیقی تهیه کند و به کالبد شکافی بی مهرگان دریایی نیز علاقه داشت. او با اینکه از نظر جسمی مساعد سفرهای دریایی نبود ولی توانست یادداشت های فراوانی را جمع آوری کند و حتی به برزیل و جنگل های گرمسیر آن نیز سفر کرده و استرالیا را نیز دیده بود؛ هر چند از دیدن برده داری رنج می برد. او از تلفیق بینش اجتماعی و انسان شناسی به حقایقی دست یافته بود و پس از تحقیقات بسیار متوجه شد که انسان ها علی رغم تنوع، منشأ مشترکی به هم وابسته بودند و استعداد فرگشت و متمدن شدن را داشتند.
بر خلاف دانشمندان هم عصرش، داروین باور داشت که هیچ شکاف غیرقابل عبوری میان انسان و جانور وجود ندارد. داروین با اینکه هنوز مرد جوانی بود ولی توانست به جامع نخبگان علمی ملحق شود. ضمن اینکه پدر داروین در مسیر پیشرفت او از طریق ترتیب سرمایه گذاری بسیار موثر بود و داروین توانست متخصصانی را به منظور توصیف مجموعه هایش پیدا کند.
داروین همواره سعی می کرد تا با بهترین زیست شناسان ارتباط داشته و نمونه های گیاهی، جانوری و زمین شناختی جمع آوری شده با آنها را به اشتراک بگذارد. در ادامه او به عنوان عضو شورای انجمن زمین شناسی نیز برگزیده شد. فعالیت های علمی داروین چنان شدید بود که در مقطعی و به توصیه پزشکان از فشار کار کم کرده و برای استراحت یک ساله به ییلاق رفت ولی آنجا نیز دست از علاقه اش یعنی نظریه فرگشت برنداشت. با اینکه داروین در ابتدا به هیچ وجه سعی نداشت فرضیه ثبات گونه ها را به چالش بکشد ولی در ادامه سؤالات بی پاسخ راه دیگری برایش نگذاشته بود. داروین معتقد بود که گونه ها تغییر می کنند و اعضای هر گونه نیای مشترکی دارند.
داروین در مقطعی بیست ساله و به صورت مخفیانه در اوقات فراغتش روی نظریه انقلابی خود کار می کرد. او یقین پیدا کرده بود که فرگشت موجودات زنده حقیقت دارد ولی از آنجایی که ممکن بود تکفیر شود علنی نمی کرد. از همین رو می کوشید تا با شواهد و اسناد بیشتر نظریه اش را مطرح کند. از جانبی پژوهش های داروین روند کندی داشت و او با وجود اصرار دوستان، همچنان در انتشار گسترده نظریاتش مردد بود اما در ادامه ماجرا شکل دیگری گرفت. هر چند با وجود مخالفت ها، نظریه فرگشت در دهه ۱۸۶۰ اثبات شد اما طیف هایی نیز همچنان و با قوت با این موضوع مخالف بودند که البته مبنای علمی نداشته و طبیعتا ناشی از تعصبات و باورها بود. البته نظریه داروین به این موارد نیز محدود نشد و تفسیرهایی از آن صورت گرفته که خود داروین نیز از چنین مواردی بیزار بود. نویسنده : وحید محمود قره باغ


































































































































































