این کسبوکار خانوادگی میتوانست این آتشسوزی را فقط یک فاجعه ببیند، اما ترجیح داد آن را نقطهای برای تغییر بداند. «مارشال فرملین»، مدیر اجرایی این مجموعه، میگوید: «وقتی میان خاکسترهای چشماندازی ایستادهاید که سالها آن را میشناختید و دوستش داشتید، طبیعی است که غمگین شوید. اما در آن لحظه تقریباً چارهای ندارید جز اینکه به جنبههای مثبت ماجرا فکر کنید.»
پس از آتشسوزی، «سیواش» بهعنوان مقصدی گردشگری تصمیم نگرفت فقط آنچه را از دست داده بود، دوباره بسازد. خانوادهای که این مجموعه را اداره میکند، بخشهایی از جنگل سوخته را که همچنان ارزش محیطزیستی داشتند، دستنخورده باقی گذاشت. آنها روند بازسازی طبیعی جنگل را زیر نظر گرفتند و پس از آن اقدام به کاشت دوباره کردند. همچنین چشمانداز و کسبوکارشان را با درنظرگرفتن احتمال آتشسوزیهای آینده و تغییر شرایط اقلیمی مدیریت کردند.
نویسنده این مقاله معتقد است صنعت مد هم در سالهای آینده ناگزیر است با مسئلهای مشابه روبهرو شود؛ چراکه این صنعت وابستگی زیادی به طبیعت دارد و باید خود را با اقلیمی که بهسرعت در حال تغییر است، سازگار کند.
فرملین میگوید: «برنامهریزی برای شرایط اضطراری میپرسد برای فردا باید آماده چه چیزی باشیم؛ اما سازگاری میپرسد اگر ۱۰، ۲۰ یا ۳۰ سال آینده گرمتر، خشکتر و پیشبینیناپذیرتر از گذشته باشد، چه چیزهایی باید تغییر کند؟»
«سیواش لیک» تنها مجموعهای نیست که با درنظرگرفتن تغییراقلیم، شیوه اداره کسبوکارش را تغییر داده است. صنعت سفرهای لوکس که سالها با وعده دسترسی به طبیعت بکر، مسافران را جذب کرده، حالا با این واقعیت روبهروست که همان طبیعت بیش از گذشته در معرض خطر قرار دارد. به همین دلیل، این صنعت بهتدریج راههایی برای مشارکتدادن گردشگران و جوامع محلی در حفاظت از طبیعت و سازگاری با تغییرات اقلیمی پیدا کرده است.
با بیثباتترشدن شرایط اقلیمی، فعالان این صنعت ناچار شدهاند اقلیم را در مرکز تصمیمگیریهای خود قرار دهند؛ از اینکه کجا و چگونه بسازند تا اینکه چگونه فعالیت کنند و چه وعدهای به مسافران بدهند. پس از سالها آزمونوخطا، اکنون الگویی تازه در حال شکلگیری است. اقلیم را از همان ابتدا در نظر بگیرید
اقدام اقلیمی نباید همیشه واکنشی باشد. در ساحل دریای سرخ عربستان سعودی، شرکت دولتی «رد سی گلوبال» مقصد گردشگری و تندرستی «آمالا» را در محدودهای تالابی و پوشیده از جنگلهای حرا توسعه داده و تلاش کرده است درآمد گردشگری لوکس را برای احیای طبیعت به کار گیرد.
ارزیابیهای محیطزیستی از همان ابتدای برنامهریزی وارد پروژه شدند. پیش از ساختوساز، وضعیت اکوسیستمهای دریایی، ساحلی و خشکی بررسی شد و نتایج این مطالعات حتی باعث تغییر طرح اولیه شد. پس از مشخصشدن تأثیر احتمالی ساختوساز بر محل تخمگذاری لاکپشتها، چند جزیره نیز از برنامه توسعه کنار گذاشته شدند.
به گفته «رشید الحتیله»، مدیر محیط زیست مجموعه، تغییر تصمیم در مرحله برنامهریزی نشانه شکست نیست، بلکه تصمیمگیری مسئولانه است. اکنون نیز سلامت اکوسیستمها بهطور مستمر پایش میشود. در این مجموعه ۳.۱ میلیون نهال حرا کاشته شده، ۱۰۰ زیستگاه مصنوعی صخرهای ایجاد شده و ۱۰ هزار قطعه مرجان احیا شده است. اقامتگاههای فعال «آمالا» نیز گواهی پلاتینیوم «لید» (LEED) دارند که معیارهایی مانند مصرف آب و انرژی، مصالح و آثار ساختوساز را ارزیابی میکند.
«جیمی مور»، مدیرعامل شرکت مشاورهای «پازیتیو لاکچری»، معتقد است صنعت مد نیز باید از همین حالا آثار اقلیمی آینده را در برنامهریزی خود وارد کند؛ از بررسی شرایط محیطزیستی مزارع، کارخانهها و فروشگاههای جدید گرفته تا ارزیابی خطرات اقلیمی در سراسر زنجیره تأمین.
به گفته او، تغییراقلیم فقط بر مواد اولیه تأثیر نمیگذارد؛ تولید، نیروی انسانی، حملونقل و هزینهها نیز تحتتأثیر قرار میگیرند. بنابراین برندها ابتدا باید بدانند برای ادامه فعالیت خود به چه خدماتی از طبیعت، چه مواد اولیه، چه منابع آبی و چه مناطقی وابستهاند. مشتریان را در نتیجه کار شریک کنید
یکی از مؤثرترین روشهای اقدام اقلیمی این است که افراد بدانند چه چیزی در معرض خطر قرار دارد و خودشان چه نقشی در تغییر دارند. بخشی از صنعت گردشگری این امکان را فراهم میکند که مسافران از نزدیک ببینند هزینهای که پرداخت میکنند، چگونه به حفاظت از طبیعت کمک میکند. چنین تجربهای میتواند رابطه مشتری با برند را نیز عمیقتر کند.
صنعت مد با افزایش شفافیت زنجیره تأمین و گسترش امکان بازدید از مزارع و محل تولید، میتواند تجربهای مشابه ایجاد کند. «نایارا ریزورتس» در پاناما بیش از ۱۰۰ هزار دلار برای مطالعات محیطزیستی ساخت ویلاهای خود هزینه کرده و همزمان با سازمانی برای احیای مرجانهای مقاوم به گرما همکاری کرده است.
مهمانان این مجموعه فقط با پرداخت هزینه اقامت در پروژههای احیا مشارکت نمیکنند؛ برخی همراه دانشمندان در برنامههای کاشت مرجان شرکت میکنند و برخی نیز سرپرستی یک مرجان را بر عهده میگیرند و گزارش وضعیت آن را دریافت میکنند.
همین ارتباط میان مشتری و نتیجه اقدام میتواند در صنعت مد نیز شکل بگیرد. «گذرنامههای دیجیتال محصول» و افزایش شفافیت زنجیره تأمین این امکان را ایجاد میکنند که مشتری بداند یک محصول از کجا آمده و چه مسیری را طی کرده است.
برند کالیفرنیایی «کریستی داون» نیز پیشتر از مشتریان خواسته بود با پرداخت ۲۰۰ دلار، از گذار کشاورزان به کشاورزی احیاگر حمایت کنند و در پایان فصل، همان مبلغ را بهشکل اعتبار خرید بازگرداند. بااینحال، اجرای چنین الگویی در صنعت مد، بهدلیل پراکندگی زنجیره تأمین، دشوارتر است. به گفته مور، داستان یک لباس ممکن است در دهها مرحله و چند کشور شکل بگیرد. بااینحال، ایجاد زیرساختهای مناسب، همکاری با تأمینکنندگان و یکپارچهکردن دادهها میتواند این زنجیره را شفافتر کند و فرصتهای بیشتری برای مشارکت مشتری به وجود آورد. جامعه و حفاظت از طبیعت را از هم جدا نبینید
در صنعت سفرهای لوکس، اقدامات اقلیمی بیشازپیش با حمایت از جوامع محلی گره خورده است. برخی برندهای مد نیز مدل مشابهی را آزمایش کردهاند. شرکت کفش «ویژا» برای برداشت پایدارتر لاستیک طبیعی، به جوامع محلی استخراجکننده لاستیک در آمازون بیش از قیمت معمول پرداخت میکند. تولیدکنندگان الیاف طبیعی مانند پنبه و کنف نیز بهتدریج وارد بازاری میشوند که هدف آن ایجاد انگیزه اقتصادی برای احیای طبیعت است.
بااینحال، حتی طرحهای موفق نیز ممکن است پیامدهای پیشبینینشدهای داشته باشند. بخش گردشگری شرکت «ابِرکرومبی اند کنت فیلنتروپی» (Abercrombie & Kent Philanthropy) در سال ۲۰۲۵ برای ۸۰ پروژه در ۲۷ کشور، ۳.۳ میلیون دلار کمک مالی جمعآوری کرد. یکی از طرحهای موفق این مجموعه، برنامه غذای مدارس، با افزایش شدید ثبتنام مواجه شد؛ زیرا خانوادهها فرزندانشان را از مناطق دور به مدارسی میفرستادند که غذای رایگان ارائه میکردند.
با کمک مدیران محلی، مدارسی انتخاب شدند که کودکان برای دریافت غذا مجبور به طی مسافتهای طولانی نباشند. این تجربه نشان میدهد حتی برنامههای محیطزیستی و اجتماعی نیز باید با شرایط واقعی جوامع محلی هماهنگ باشند.
صنعت مد نیز با مسئله مشابهی روبهروست. ممکن است یک برند عملکرد خود را بهبود دهد، اما جوامع اطراف تأمینکنندگان آن همچنان با کمبود آب، گرمای شدید یا بحرانهای اجتماعی مواجه باشند. از همین رو، شرکتهایی مانند «کرینگ» تلاش کردهاند برنامههای آبی و محیطزیستی خود را با مشارکت جوامع محلی اجرا کنند. درباره هزینه و فایده واقعبین باشید
مهمترین درسی که صنعت مد میتواند از سفرهای لوکس بگیرد، این است که اقدام اقلیمی معمولاً مسیری ساده و بدون تناقض نیست. بااینحال، پیچیدگی نباید بهانهای برای بیعملی باشد.
«سیواش» همچنان یک کسبوکار گردشگری لوکس و مزرعهای فعال است. مهمانان برای رسیدن به آنجا کربن تولید میکنند و اداره مجموعه نیز به خودرو، ماشینآلات و زیرساخت نیاز دارد. بنابراین تلاش برای احیای طبیعت به معنای ازبینرفتن کامل آثار محیطزیستی این کسبوکار نیست.
صنعت مد هم در وضعیت مشابهی قرار دارد. یک برند ممکن است زنجیره تأمین خود را پاکتر کند، اما همچنان به شبکههایی وابسته باشد که کنترل کاملی بر آنها ندارد. حتی با کاهش آثار منفی و سرمایهگذاری برای ایجاد آثار مثبت، بخشی از پیامدهای محیطزیستی اجتنابناپذیر خواهد بود.
فرملین میگوید هدف، رسیدن به «پاکی مطلق» نیست؛ بلکه باید آگاهانهتر عمل کرد و از میان گزینههای موجود، انتخابهای بهتری داشت.
برای این کار، کسبوکارها باید وابستگی خود به طبیعت را بشناسند، بدانند تصمیمهایشان چه اثری بر جوامع و اکوسیستمها میگذارد و رابطه خود با طبیعت را رابطهای دائمی ببینند. صنعت سفرهای لوکس بهدلیل حضور مستقیم در چشماندازهای طبیعی، پیامد تصمیمهای خود را سریعتر میبیند؛ اما صنعت مد بهدلیل فاصله میان محل تصمیمگیری و محل تولید، مدتها توانسته است این آثار را از نظرها پنهان نگه دارد.
فرملین مسیر پیشرو را چنین خلاصه میکند: «از آنچه ضروری است، حفاظت کنید؛ به آنچه تغییر کرده است، توجه داشته باشید و برای سیستمی که در حال شکلگیری است، آماده شوید.»






























































































































































![[رامتین مرتضوی] نیمه گمشده اما مجازی!](/news/u/2026-08-18/ettelaat-rq5hs.jpg)




