دیپلماسی ایرانی: هفته گذشته، عبدالناصر همتی، رئیس بانک مرکزی، اعلام کرد که ایران به زودی به بانک توسعه جدید (NDB)، وامدهنده چندجانبهای که توسط کشورهای بریکس در سال ۲۰۱۵ تأسیس شد، خواهد پیوست. این اعلام در حالی صورت گرفت که همتی در نشست وزرای دارایی و روسای بانکهای مرکزی بریکس در هند شرکت کرد، جایی که او همچنین خواستار استفاده بیشتر از ارزهای ملی و گسترش همکاریهای پولی بین کشورهای عضو شد و در نهایت قصد داشت وابستگی به دلار ایالات متحده را کاهش دهد.
برای ایران، عضویت ظاهراً گامی دیگر در جهت کاهش وابستگی به مؤسسات مالی تحت سلطه غرب و کاهش انزوای اقتصادی بینالمللی آن خواهد بود. با این حال، فوریترین اهمیت آن ممکن است تأثیر آن بر سیاست داخلی، از جمله وجهه خود همتی باشد. اگر او بتواند ورود ایران به NDB و گسترش روابط مالی با کشورهای بریکس را تضمین کند، میتواند موقعیت سیاسی خود و مشروعیت بانک مرکزی را تقویت کند، که هر دو در ماههای اخیر بسیار متزلزل بودهاند. این تغییر موضع پیامدهایی برای روابط ایران با واشینگتن و سایر کشورهای منطقه خواهد داشت.
ظهور پرقدرت همتی
حتی قبل از درگیریهای کنونی ایران، بانک مرکزی ایران (CBI) نهادی تحت فشار بود. در طول سال گذشته، این بانک با ورشکستگیهای سیستماتیک بانکی، حملات سایبری علیه بخش مالی ایران و پسلرزههای ناشی از جنگ ۱۲ روزه دست و پنجه نرم میکرد. هنگامی که تظاهرات گسترده ناشی از ناامیدیهای اقتصادی در اواخر سال ۲۰۲۵ ایران را فرا گرفت، محمدرضا فرزین، رئیس وقت این بانک، نقطه کانونی خشم عمومی و انتقاد نخبگان از تورم افسارگسیخته و بیثباتی ارزی کشور بود. فرزین چارهای جز استعفا نداشت و رئیس جمهور مسعود پزشکیان، عبدالناصر همتی را به جای او منصوب کرد.
بازگشت همتی قرار بود نشانهای از رویکردی جدید باشد. او که پیش از این به عنوان رئیس بانک مرکزی ایران در دوران حسن روحانی و وزیر اقتصاد در دوران پزشکیان خدمت کرده بود، با رویکردی سیاسی مرتبط بود که بر کاهش تحریمها، عادیسازی مالی و تعمیق تعامل، هرچند محدود، با اقتصاد جهانی تأکید داشت. این موضوع پیش از این از نظر سیاسی بحثبرانگیز شده بود. اتهام حمایت ناکافی از «اقتصاد مقاومتی» ایران در نهایت به برکناری او از سمت وزیر اقتصاد با رأی مجلس در مارس ۲۰۲۵ منجر شد.
همتی در بازگشت به بانک مرکزی، در ابتدا دستور کار اصلاحطلبانه خود را دنبال کرد. او از تلاشها برای حذف ایران از لیستهای سیاه مالی بینالمللی حمایت کرد، اقدامات نظارتی جدیدی را بر بخش بانکداری تجاری اعمال کرد و برنامههایی را برای مقابله با فشارهای تورمی تشریح کرد. این جاهطلبیها به سرعت تحت تأثیر شرایط قرار گرفت. ظرف دو ماه از انتصابش، او دیگر تلاش نمیکرد اقتصاد را به معنای متعارف آن تثبیت کند، بلکه میخواست آن را در شرایط جنگ فعال نگه دارد. نقش او به تضمین نقدینگی، تثبیت ذخایر ارزی و جلوگیری از فروپاشی کامل تغییر یافت.
با این حال، با ادامه مشکلات اقتصادی ایران، رهبری بانک مرکزی ایران بار دیگر نقش قربانی را بازی کرده است. انتقاد از سیاستهای پولی این بانک تشدید شده است، در حالی که چهرههای تندرو ادعا کردهاند که همتی آشکارا به رسیدگی به چالشهای اقتصادی کشور قادر نیست. در اواخر فوریه، محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس، تحقیقاتی پارلمانی در مورد بخش بانکی ایران آغاز کرد که در نهایت بانک مرکزی ایران را هدف قرار داد.
با ادامه حرکت جمهوری اسلامی به سوی دوران جدید، همتی و بانک مرکزی ایران به نمایندگان مهم جناح تکنوکرات و نسبتاً عملگرای جمهوری اسلامی ایران تبدیل شدهاند. این امر بهویژه در زمانی صادق است که سایر اعضای این جناح نیز توسط صداهای تندرو از نظر سیاسی به حاشیه رانده میشوند. برای دههها، چهرههایی مانند همتی نماینده جریانی بودهاند، هرچند محدود، که بر تخصص فنی و تا حدودی تعامل با سیستم مالی بینالمللی تأکید داشته است. جنگ، زوال این جناح را تسریع میکند. در شرایط درگیری طولانی مدت و انزوای اقتصادی، نهادها کمتر بر اساس انسجام سیاستهایشان و بیشتر بر اساس توانایی آنها در حفظ ثبات و اجرای اولویتهای سیاسی قضاوت میشوند.
اگرچه قابل بحث است که اصلاحطلبان ایران چقدر معتبر یا واقعاً مستقل هستند، اما آنها در طول چند دهه گذشته جزئی جداییناپذیر از گفتمان سیاسی در جمهوری اسلامی بودهاند و چارچوبی را فراهم کردهاند که از طریق آن میتوان حداقل به چالشهای اقتصادی کشور به صورت غیرایدئولوژیک پرداخت.
یک خط نجات دیپلماتیک
در بحبوحه درگیری بین ایران و ایالات متحده، نقش همتی به طور فزایندهای ماهیت دیپلماتیک پیدا کرده است. بهار امسال، او به هیئت ایرانی که برای مذاکره با ایالات متحده به اسلام آباد سفر کرد، در کنار عباس عراقچی، وزیر امور خارجه و قالیباف پیوست. او متعاقباً در بحثهای مربوط به آزادسازی داراییهای مسدود شده ایران و کاهش محدودیتهای درآمدهای نفتی ایران شرکت کرد. این نقش بیسابقهای برای روسای بانک مرکزی ایران نیست، که از زمان تأسیس بانک مرکزی، بارها در حمایت از منافع اقتصادی ایران در خارج از کشور نقش داشتهاند.
شرکت در مذاکرات با واشینگتن، با مشروعیت بخشیدن به جایگاه همتی و ایجاد فرصتی برای کاهش چالشهای اقتصادی و پولی ایران، به او جان تازهای بخشید. در ماه ژوئن، تفاهمنامه موقت (MOU) بین جمهوری اسلامی و ایالات متحده، وعده تأمین ۳۰۰ میلیارد دلار صندوق توسعه، امکان فروش نفت در بازارهای بینالمللی و دسترسی به داراییهای مسدود شده را به ایران داد که همه اینها میتوانست موقعیت بانک مرکزی ایران را تقویت کند. در نتیجه، همتی علناً اعلام کرد که بانک مرکزی ایران شروع به هدایت ارز خارجی تازه در دسترس به اقتصاد بیمار ایران خواهد کرد. سپس او میتوانست ادعا کند که مشارکت او برای تأمین این امتیازات حیاتی بوده است.
با این حال، با شکست آشکار تفاهمنامه و تلاشهای واشینگتن برای تشدید انزوای اقتصادی ایران، جایگاه همتی در سیاست ایران دوباره متزلزل شده است. او تلاش کرده است از وجهه دیپلماتیک تازه کشف شده خود برای تحقق تعهد خود در بهبود مسائل پولی و اقتصادی ایران استفاده کند. نمونههای اخیر این امر، تلاش برای مذاکره در مورد بازگرداندن منابع ارزی نگهداری شده در بانکهای کشورهای همسایه، مانند عراق، و ایجاد ابزارهای سرمایهگذاری جدید برای جذب ارز خارجی نگهداری شده توسط بخش خصوصی به سیستم مالی است که میتواند از ایرانیان خارج از کشور باشد. علاوه بر این، او به روسیه و سایر کشورهای دوست سفر کرده است تا ایجاد پیوندهای مالی جدید را تشویق کند و موانع صادرات ایران را کاهش دهد.
مهمترین این تلاشها محوریت او در جهت تضمین پیوستن ایران به NDB است. برای همتی، همکاری مالی بیشتر با بریکس مزایای متعددی دارد. اولاً، از نظر تئوری، میتواند دسترسی ایران به سرمایه خارجی، بازارهای جدید برای صادرات ایران و ابزاری برای کاهش اثرات تحریمهای ایالات متحده را فراهم کند. دوم، به او اجازه میدهد که طرفداری طولانیمدت خود برای تعامل اقتصادی بینالمللی را با الزام سیاسی تندرو برای ساختن «اقتصاد مقاومتی» کشور، که به عملکردی علیرغم فشار غرب قادر به تداوم است، آشتی دهد. این با اهداف استراتژیک گستردهتر تهران برای تسریع دلارزدایی، مقاومت در برابر تحریمهای بینالمللی و حمایت از ظهور نظم مالی جایگزین همسوست. سوم، نام همتی را به یک پیروزی مورد انتظار ایران که نزدیک به یک دهه برای الحاق به NDB لابی کرده است، متصل می کند. اگر ایران به NDB بپیوندد، برکناری همتی برای مخالفان سیاسیاش بسیار سختتر میشود.
این بدان معنا نیست که همکاری نزدیکتر با بریکس فوراً چشم انداز اقتصادی ایران را متحول خواهد کرد. علاوه بر این، بانک توسعه ملی به طور علنی اعلام همتی مبنی بر پیوستن ایران به این بانک را تایید نکرده است. بنابراین، فرایند الحاق ممکن است طولانی تر و پیچیده تر از آن چیزی باشد که بانک مرکزی ایران در حال حاضر امیدوار است. با این وجود، صرفاً تضمین راهی برای الحاق به او این امکان را میدهد که به گسترش محسوس روابط اقتصادی بینالمللی ایران در زمانی که کشور به شدت در محدودیت است اشاره کند. توافقهای بعدی بر سر مکانیسمهای پرداخت، تجارت با ارز ملی یا تأمین مالی توسعه، ادعای او را به عنوان یکی از مقاماتی که به مدیریت روابط خارجی ایران قادر است، تقویت میکند.
پیامدهای بقای همتی
اگر همتی بتواند از تعمیق روابط ایران و بریکس برای تقویت موقعیت سیاسی خود استفاده کند، پیامدهای سیاسی و دیپلماتیک گسترده تری خواهد داشت. بقای او حاکی از آن است که، حتی زمانی که نهادهای تندرو نفوذ خود را تحکیم میکنند، جناح تکنوکرات ایران تا حدی توانایی حفظ قدرت و فایده سیاسی خود را دارد. این به معنای بازگشت به اوج جنبش اصلاحات در دو دهه پیش نیست، اما نشان میدهد که تخصص فنی و تعامل اقتصادی بینالمللی میتواند جنبهای از جدیدترین تکرار جمهوری اسلامی باقی بماند.
این پیامدهایی برای واشنگتن نیز خواهد داشت. نقش فزاینده همتی در دیپلماسی اقتصادی ایران میتواند او را به یک شرکتکننده مهم در هر گونه مذاکرات آتی بر سر رفع تحریمها، داراییهای مسدود شده، درآمدهای نفتی یا بازسازی پس از جنگ تبدیل کند. اتکای او به توافق اولیه با ایالات متحده، او را به یک مذاکرهکننده بالقوه مفید تبدیل کرد. اما اگر همتی موفق شود از طریق توافقات، کشورهای همسایه و سایر ابزارها، مسائل پولی و اقتصادی ایران را بهبود بخشد، ممکن است از موضع قویتر و با اقتدار نهادی بیشتر وارد مذاکرات آینده شود. این هم تضمین میکند که او برای حل و فصل نهایی نقش اساسی خواهد داشت و هم کمتر به خواستههای واشینگتن پاسخ میدهد.
برای همسایگان و شرکای ایران، این بدان معناست که ظاهراً توافقهای فنی در زمینه بانکها، پرداختها، تأمین مالی تجاری یا وامدهی توسعه میتواند پیامدهایی برای سیاست داخلی ایران داشته باشد. با گسترش روابط مالی با بانک مرکزی ایران، کشورهای شریک ممکن است موقعیت مقامات مسئول نظارت بر این روابط را نیز تقویت کنند. این امر بهویژه در مورد همتی قابل توجه است. موفقیت در دسترسی به منابع مالی ایران در خارج از کشور، ایجاد کانالهای پرداخت جایگزین یا جذب منابع مالی توسعه دستاوردهای ملموسی را برای او به ارمغان میآورد که میتوان از آن در برابر منتقدان داخلی دفاع کرد. از آنجایی که روابط اقتصادی ایران به طور فزاینده ای به سمت شرکای منطقه ای و غیر غربی گرایش پیدا می کند، این کشورها ممکن است نقشی غیرمستقیم در شکل دادن به تعادل بین نیروهای تکنوکرات و نیروهای تندرو در تهران داشته باشند. تمایل آنها به همکاری با نهادهایی مانند بانک مرکزی ایران میتواند به حفظ ارتباط سیاسی چهرههایی مانند همتی کمک کند، حتی در شرایطی که جمهوری اسلامی در جهتی تندروتر حرکت میکند. این ممکن است در محاسبات خودشان در مدیریت روابط با ایران نقش داشته باشد.
عضویت در NDB به تنهایی نمیتواند بحران اقتصادی ایران را حل کند و بقای سیاسی همتی را تضمین نمیکند. تورم، بیثباتی ارز و ضعفهای ساختاری در سیستم مالی بسیار فراتر از ظرفیت هر مقام یا تغییر سیاستی برای اصلاح باقی مانده است. اما دقیقاً به همین دلیل است که نقش رو به رشد دیپلماتیک همتی اهمیت دارد. آینده سیاسی او به طور فزایندهای به این بستگی دارد که آیا او میتواند مشکلات اقتصادی ایران را حل کند یا خیر. اگر ایران در نهایت در دوره تصدی همتی وارد NDB شود، همتی میتواند الحاق را به عنوان مدرکی ارائه کند که رویکرد او میتواند ارتباط اقتصادی بینالمللی بیشتری را بدون قربانی کردن تعهد جمهوری اسلامی ایران به مقاومت در برابر فشار غرب ارائه دهد. بنابراین، اهمیت پیشنهاد ایران برای عضویت در بانک بریکس نه تنها در آنچه از نظر اقتصادی برای تهران فراهم میکند، بلکه در اینکه چه کسانی را میتواند از نظر سیاسی قدرتمند کند، نهفته است.
منبع: جئوپولتیکال مانیتور / تحریریه دیپلماسی ایرانی/۱۱










































































































































![[رامتین مرتضوی] نیمه گمشده اما مجازی!](/news/u/2026-08-18/ettelaat-rq5hs.jpg)
























