در ارزیابی پیمان مکه، نظریات و دیدگاههای متفاوت و بعضا متضاد توسط صاحبنظران مطرح شده است. به نظر نگارنده، در تحلیلِ پیمان مکه به دو دیدگاه میتوانیم باور داشته باشیم:
ـ دیدگاه اول. بر اساس این دیدگاه، در حالی که عربستان در سالهای اخیر برای تامین امنیت خودش، تمام تخم مرغها را در سبد آمریکا قرار داده بود، اکنون متوجه شده که توان آمریکا برای تامین امنیت عربستان محدود و آسیبپذیر است. به ناچار رو به سوی کشورهای منطقه آورده است. به این ترتیب، از یک طرف، خودش را از طریق ترکیه به طور غیر مستقیم به ناتو وصل کرده و از طرف دیگر، در سایه یک کشور اسلامی اتمی(پاکستان) ضریب امنیت خودش را افزایش داده است.
ـ دیدگاه دوم. این دیدگاه، یادآورِ طرحِ ویتنامی کردن جنگها است، که بعد از شکست آمریکا در ویتنام، از سوی کاخ سفید مطرح شد، تا برای حفظ منافعشان در هر منطقه از جهان، کشورهای وابسته به جای آمریکا وارد نزاع های منطقهای شوند. و به جای نیروهای آمریکایی، نیروهای محلی کشته و زخمی شوند!!
بر اساس طرح ویتنامی کردن جنگها، دکترین دو ستونی آمریکا در زمان ریاست جمهوری ریچارد نیکسون جمهوریخواه، در منطقه خلیج فارس شکل گرفت. ایران ستون نظامی را عهده دار شد و به ژاندارم منطقه تبدیل شد و به ظفار نیروی نظامی اعزام کرد. عربستان هم ستون اقتصادی در خلیج فارس و خاورمیانه را بر عهده گرفت. و به خاطر وضعیت اقتصادی خوب و پترودلارها، برای حفظ منافع آمریکا پول پاشی میکرد.
به نظر نگارنده، پیمان مکه هر دو دیدگاه فوق را شامل میشود. این بار به جای پنج کشور کوچک و کم جمعیت خلیجفارس -- که هیچ کدام شان چه به تنهائی و چه در وضعیّتِ وابستگی به آمریکا توان دفاع از خودشان را ندارند تا بخواهند امنیت عربستان را تامین کنند -- دو کشور بزرگ و پرجمعیت و قدرتمند اسلامی (ترکیه و پاکستان) قرار گرفتند.
همچنین دکترینِ دو ستونی احیا شد. به جای ایران که در زمان شاه ستون نظامی بود، ترکیه و پاکستان جایگزین شدند، ولی ستون اقتصادی همچنان بر دوش عربستان خواهد بود. به خاطر وجود عربستان ثروتمند، بهترین فرصت برای ریاض و اسلامآباد فراهم شده تا متحدانِ دارای اقتصاد ضعیف و نحیف، بتوانند تدریجاً خودشان را فربه کنند.
اگر چه در حال حاضر، بین ایران با ترکیه و پاکستان تنشی وجود ندارد، ولی این امکان هست که در شرایطی خاص و در سایه کمکهای مالی عربستان به این دو کشور و تحریک آمریکا، تنش رخ دهد. از این جهت نیازی نیست که تهران نسبت به پیمان مکه حساسیت نشان دهد. البته نباید خوش بین و بیخیال هم باشد. اما باید اوضاع را با دقت زیر نظر داشته باشد.
اگر پیمان مکه نسبت به اسرائیل و تضییقاتی که در مورد فلسطینیها اجرا میکند عکسالعمل توام با مخالفت جدی انجام دهد، یک فرصت برای تهران تلقی میشود. و اگر نسبت به اسرائیل بیخیال باشد و فقط حرف تحویل دهد و نسبت به ایران حساس باشد، یک تهدید برای ایران است.
پیمان مکه میتواند آتش زیر خاکستری باشد که در زمان حساس، با پفهای ریاض و واشنگتن، خاکسترهایش کنار رود و شعله آتش بر افروخته شود، و روابط تهران با آنکارا و اسلامآباد را تیره و تار کند.
در هر صورت، بهتر آن است که ایران روابطه حسنهی خودش را با همسایگان و از جمله با ریاض و پاکستان و آنکارا همچنان محکم نگه دارد و بر استحکامِ آن بیفزاید و همزمان نسبت به همه سناریوهای احتمالی و خطرها و عهد شکنیها حتی در بدترین حالتش همچنان بسیار هشیار و آماده و پا در رکاب باشد.

![[سیفالرضا شهابی] «پیمان مکه» یادآور رویداد مشابه](/news/u/2026-08-23/ettelaat-r9e55.webp)



![[سیفالرضا شهابی] «پیمان مکه» یادآور رویداد مشابه](/news/u/2026-08-23/ettelaat-r9e55.jpg)














































































































































![[رامتین مرتضوی] نیمه گمشده اما مجازی!](/news/u/2026-08-18/ettelaat-rq5hs.jpg)














