آغاز پایان چند قرن سکوت، انفعال و تحقیر ملی ایرانیان و پایان آغاز مرحلهای از جستوجوی آنان برای یافتن پاسخ به پرسشی که نزدیک به یک قرن پیشتر، عباسمیرزا در گفتوگوی معروف خود با ژوبر فرانسوی آن را به زبان آورد: «چرا ما عقب ماندهایم؟». مشروطه را نمیتوان محصول مجموعه حوادث منتهی به سال ۱۲۸۵ دانست؛ شعلهورشدن مطالبه مشروطهخواهی، حاصل انباشت چندین دهه تجربه ناکامی و تحقیر، گسترش تعامل با جهان در حال تحول، ظهور و عاملیت روشنفکران و روزنامهنگاران و بازگشت دانشجویان و ایرانیان تحصیلکرده از فرنگ و مهمتر از همه تبدیل تدریجی «عقبماندگی ایران» از یک دغدغه نخبگانی به یک «مسئله ملی» بود. شکستهای ایران از روسیه و انعقاد عهدنامههای گلستان و ترکمانچای، از دست رفتن سرزمینها و آشکارشدن شکاف قدرت میان ایران و جهان جدید، اعطای امتیازات اقتصادی به قدرتهای خارجی، ضعف مالی و اداری دولت قاجار، فساد دیوانی، ناامنی و ناتوانی حکومت در تأمین نظم و رفاه، همگی در طول زمان بر هم انباشته شدند و پرسشی بنیادین را در ذهن ایرانیان رسوب دادند: چرا ایران، با همه پیشینه تاریخی و تمدنی خود، از جهان پیرامونش عقب مانده است؟ پربیراه نیست اگر جنبش مشروطهخواهی را در آن دوران، صورتبندی اولیه و هنوز کادربندینشدهای از خواست ملی ایرانیان برای «توسعهخواهی» بدانیم؛ خواستی که در آن مقطع، تبلور خود را عمدتا در قالب مطالبه عدالتخانه، مجلس و قانون اساسی نشان داد. اما آگاهی جمعی بهتنهایی جنبش نمیسازد. …
روزنامه شرق / ۴ روز قبل / ۱۴۰۵/۰۶/۱۳
از جنبش مشروطهخواهی تا جنبش توسعهخواهی
بیشک یکی از اصلیترین و تاریخسازترین وقایع تاریخ معاصر ایران، «مشروطه» در ۱۲۰ سال پیش است؛ واقعهای که هم «آغاز یک پایان» بود و هم «پایان یک آغاز».

این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
بیشک یکی از اصلیترین و تاریخسازترین وقایع تاریخ معاصر ایران، «مشروطه» در ۱۲۰ سال پیش است؛ واقعهای که هم «آغاز یک پایان» بود و هم «پایان یک آغاز».

































































































































































