اهمیت این مسئله زمانی بیشتر شد که کشور با بحرانهای امنیتی و جنگ روبهرو شد. جنگ ۱۲ روزه و پس از آن جنگ ۴۰ روزه، جامعه ایران را در موقعیتی قرار داد که بسیاری از اختلافات و تفاوتها در برابر یک مسئله بزرگتر و آن هم حفظ ایران و عبور کشور از یک تهدید خارجی قرار گرفت.
مسعود پزشکیان بعدها جنگ ۱۲ روزه را نماد وحدت ملی ایرانیان توصیف کرد و گفت مردم ایران فارغ از سلیقه و دیدگاه خود، هنگام دفاع از کشور یکپارچه عمل کردند. او همچنین تاکید کرد که سرمایه ماندگار کشور، همبستگی مردم، توان جوانان و امید به آینده است.
وقتی اختلافها در برابر یک مسئله بزرگتر قرار گرفت
باید بر این نکته تاکید کرد که انسجام ملی الزاماً به معنای یکسان شدن دیدگاههای مردم نیست. جامعهای که میلیونها نفر با سلایق سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی متفاوت دارد، طبیعی است که اختلاف نظر داشته باشد اما اتفاق مهم آنجاست که در بزنگاههای بزرگ، این اختلافها مانع از شکلگیری یک منافع مشترک نشود.
در بحرانهای امنیتی اخیر نیز یکی از مهمترین واقعیتها همین بود. مردم میتوانستند نسبت به بسیاری از مسائل داخلی، سیاستها و عملکرد مسئولان نقد داشته باشند، اما تهدید علیه تمامیت ارضی کشور، مسئلهای متفاوت بود. در چنین شرایطی، ایران به نقطهای تبدیل شد که بخشهای مختلف جامعه میتوانستند بر گرد آن اشتراک پیدا کنند.
این همان نقطهای است که انسجام ملی را از یک شعار سیاسی جدا میکند و انسجام واقعی زمانی شکل میگیرد که مردم، بدون آنکه درباره همه مسائل اتفاق نظر داشته باشند، در یک مسئله حیاتی احساس کنند سرنوشت مشترکی دارند.
پزشکیان نیز در روایت خود از جنگ بر همین نقش مردم تاکید کرده است. او پس از پایان جنگ ۴۰ روزه، حضور آگاهانه مردم را عاملی برای خنثی شدن سناریوهای بیثباتکننده و تقویت انسجام ملی دانست و گفت که حضور مردم سرمایهای است که باید در بازسازی و پیشرفت کشور مورد استفاده قرار گیرد.
این نگاه، یک پیام مهم دارد که مردم فقط دریافتکننده سیاستهای دولت نیستند بلکه در بحرانها خودشان بخشی از ظرفیت حل بحراناند.
انسجام فقط در میدان جنگ شکل نمیگیرد
اگرچه جنگ مهمترین آزمون انسجام ملی بود اما نمیتوان این مفهوم را به روزهای جنگ محدود کرد. یک جامعه زمانی واقعا منسجم است که بتواند کنار تهدید خارجی، فشار اقتصادی، کمبود منابع، اختلال در خدمات و نگرانیهای روزمره را نیز مدیریت کند. از همین منظر، حفظ جریان زندگی مردم در شرایط بحران، بخش مهمی از حفظ انسجام اجتماعی است.
تامین کالاهای اساسی، استمرار خدمات درمانی، تامین سوخت، حفظ شبکههای آب و برق و ادامه فعالیت دستگاههای اجرایی، فقط موضوعاتی اقتصادی یا اجرایی نیستند. هر اختلال گسترده در این حوزهها میتواند اضطراب عمومی را افزایش داده و اعتماد مردم به توان مدیریت بحران را کاهش دهد.
در جنگ ۱۲ روزه نیز بخش سلامت یکی از نمونههای این مسئله بود. معاون اول رئیسجمهور در همان دوره، عملکرد بخش سلامت و خدمات کادر درمان را از عوامل موثر بر انسجام و وفاق ملی در شرایط جنگ دانست.
این تجربه نشان داد که انسجام ملی فقط در شعارهای رسمی یا تجمعات عمومی ساخته نمیشود؛ گاهی یک پزشک که بیمارستان را ترک نمیکند، یک راننده که خدمات شهری را ادامه میدهد، یک کارمند که در شرایط بحرانی سر کار حاضر میشود یا خانوادهای که در سختترین شرایط زندگی روزمره خود را حفظ میکند، در حال مشارکت در ساخت همین سرمایه اجتماعی است.
انسجام پایدار، نیازمند احساس عدالت است
یکی از مهمترین ویژگیهای جامعه ایران در بحرانهای اخیر، توانایی برای حفظ زندگی عادی در شرایط غیرعادی بوده است.
جنگ میتواند با ترس، نااطمینانی و اختلال همراه باشد. اما اگر جامعه بتواند در کنار دفاع و مقاومت، زندگی روزمره خود را نیز حفظ کند، ظرفیت تابآوری آن افزایش پیدا میکند.
این موضوع برای دولت پزشکیان اهمیت ویژهای دارد. انسجام زمانی شکل میگیرد که مردم احساس کنند در یک سرنوشت مشترک قرار دارند و هزینهها و مسئولیتها فقط بر دوش بخشی از جامعه نیست.
به همین دلیل، نحوه مواجهه دولت با مشکلات اقتصادی و معیشتی نیز بخشی از سیاست انسجام ملی محسوب میشود. همین موضوع باعث شد تا در شرایطی که کشور با مشکلات زیادی رو به رو بود اما دولت پزشکیان حذف ارز ترجیحی و پرداخت مستقیم یارانه به مردم را در دستور کار قرار دهد.
این اقدام علاوه بر آنکه بساط رانت را در واردات کالاهای اساسی جمع میکند، همچنین مانع از بروز کمبود در تامین کالاهای اساسی در کشور شده است.
از سوی دیگر، انسجام پایدار، نیازمند احساس عدالت، دیدهشدن و شنیدهشدن است.
اینترنت؛ آزمون اعتماد میان مردم و دولت
در این میان، اینترنت یکی از مهمترین موضوعاتی است که نمیتوان از روایت انسجام ملی دولت چهاردهم حذف کرد.
اینترنت برای بخش بزرگی از جامعه فقط یک ابزار سرگرمی نیست؛ مسیر کسبوکار، آموزش، ارتباطات، فعالیت رسانهای و حتی ارتباط میان اعضای خانواده است بنابراین هرگونه محدودیت گسترده در این حوزه، بر رابطه مردم با حاکمیت و احساس آنها نسبت به آینده اثر میگذارد.
پزشکیان در دوران انتخابات و پس از آن، بارها بر ضرورت اصلاح وضعیت اینترنت تاکید کرد. وعدههای دولت در این حوزه، بخشی از انتظاری بود که جامعه از دولت چهاردهم داشت؛ انتظاری که بعد از بحرانهای امنیتی و جنگ، اهمیت بیشتری پیدا کرد.
در شرایط بحرانی، ارتباط مطمئن مردم با یکدیگر و دسترسی به اطلاعات معتبر اهمیت دوچندان دارد. از سوی دیگر، بازسازی اعتماد نیز بدون ارتباط مستقیم و شفاف با مردم دشوار است.
به همین دلیل، مسئله اینترنت را باید فراتر از بحث فیلترینگ یا فناوری دید؛ این موضوع به بخشی از رابطه دولت و جامعه تبدیل شده است. تجربه دولت پزشکیان در این زمینه میتواند نشان دهد که چگونه یک تصمیم در حوزه ارتباطات، با سرمایه اجتماعی و انسجام ملی ارتباط پیدا میکند.
از انسجام در بحران تا اعتماد در دوران پسابحران
نکته مهم اما بعد از پایان بحران آغاز میشود. جنگ میتواند برای مدتی کوتاه، بسیاری از اختلافها را تحت تاثیر قرار دهد. تهدید خارجی، مردم را به سمت یک مسئله مشترک سوق میدهد اما حفظ این همبستگی پس از پایان تهدید، کار دشوارتری است.
اگر مردم احساس کنند پس از عبور از بحران دوباره به همان شکافهای قبلی بازگشتهاند، سرمایه اجتماعی ایجادشده میتواند به سرعت کاهش پیدا کند بنابراین دولت پزشکیان با یک فرصت مهم مواجه است تا همبستگی ایجادشده در روزهای سخت را به همکاری اجتماعی در روزهای عادی تبدیل کند.
این یعنی استفاده از ظرفیت مردم برای حل مسائل اقتصادی، اصلاح الگوی مصرف انرژی، مدیریت آب، مقابله با ناترازیها، توسعه زیرساختها و حتی اصلاحات اجتماعی.
زیرا انسجام ملی زمانی ارزش راهبردی پیدا میکند که جامعه فقط در برابر تهدید خارجی کنار هم قرار نگیرد، بلکه در حل مسائل داخلی نیز احساس کند سهمی در ساخت آینده کشور دارد.
دولت؛ حافظ سرمایهای که جامعه ساخته است
در این نگاه، نقش دولت با ساختن انسجام تفاوت دارد. وظیفه دولت، فراهم کردن شرایطی است که این سرمایه از بین نرود.
این موضوع نیازمند چند مولفه شامل تصمیمگیری شفاف، ارتباط مستقیم با مردم، پذیرش نقد، کاهش فاصله میان سیاستگذار و جامعه، توجه به مشکلات معیشتی و البته پرهیز از تبدیل اختلاف نظرهای سیاسی به شکافهای اجتماعی است.
پزشکیان از ابتدای دولت بر همکاری و کاهش اختلافات سیاسی تاکید داشت زیرا مسئله اصلی، رابطه میان جامعه و ساختار حکمرانی است.
دولت چهاردهم در ادامه مسیر خود با تصمیمهای سادهای روبهرو نیست. اقتصاد، انرژی، آب، اصلاح نظام یارانهها، مدیریت مصرف، اینترنت و بسیاری از مسائل دیگر، تصمیمهایی هستند که میتوانند هزینه اجتماعی داشته باشند. اینجاست که انسجام ملی اهمیت واقعی خود را نشان میدهد.
هیچ دولتی نمیتواند همه مشکلات را بدون مشارکت جامعه حل کند. اصلاحات اقتصادی و اجتماعی زمانی امکانپذیرتر میشود که مردم احساس کنند تصمیمها برای آنها و با درنظرگرفتن شرایط آنها گرفته میشود.
به همین دلیل، مهمترین دستاورد انسجام ملی شاید این نباشد که جامعه در روز جنگ کنار هم ایستاده است بلکه این است که این تجربه بتواند به یک سرمایه برای روزهای دشوار بعدی تبدیل شود.
همان مردمی که در بحران امنیتی، کشور را تنها نگذاشتند، میتوانند در بحران انرژی، آب، اقتصاد و بازسازی نیز بخشی از راهحل باشند؛ به شرط آنکه میان مردم و سیاستگذار، اعتماد وجود داشته باشد.
آزمون اصلی هنوز باقی است
دولت پزشکیان اکنون با سرمایهای مواجه است که بخش مهمی از آن را خود مردم در روزهای سخت نشان دادهاند: توان همبستگی، تابآوری و ایستادگی.
پزشکیان نیز در روایت خود از جنگ، همین سرمایه اجتماعی را مهمترین پشتوانه آینده کشور دانسته و بر همبستگی مردم، استعداد جوانان و امید به آینده تأکید کرده است اما حفظ این سرمایه نیازمند عملکرد است؛ نه فقط سخنرانی.
مردمی که در بحران کنار کشور ایستادهاند، انتظار دارند در روزهای عادی نیز دیده شوند، صدایشان شنیده شود و سهمی واقعی در تصمیمهای مربوط به آیندهشان داشته باشند.
از این منظر، انسجام ملی نه یک پروژه تبلیغاتی و نه یک توافق مقطعی سیاسی است بلکه یک سرمایه راهبردی است که در بزنگاهها خود را نشان میدهد و در روزهای عادی باید حفظ و تقویت شود.
دولت پزشکیان در یکی از پرتنشترین دورههای چند دهه اخیر، با جامعهای مواجه شده که نشان داده در لحظه خطر میتواند بسیاری از اختلافات را کنار بگذارد و بر یک نقطه مشترک به نام ایران بایستد.
حالا انسجام ملی میتواند از یک واکنش به بحران، به یک ظرفیت دائمی برای حل بحران تبدیل شود؛ سرمایهای که نه فقط کشور را از جنگ عبور میدهد بلکه میتواند پشتوانه عبور از بحرانهای اقتصادی، اجتماعی و توسعهای آینده نیز باشد.
در نهایت، شاید مهمترین درس دولت چهاردهم این باشد که در سختترین روزها، جامعه ایران نشان داد اختلاف نظر به معنای اختلاف در سرنوشت نیست. مردم میتوانند منتقد باشند، مطالبهگر باشند و حتی با بسیاری از سیاستها موافق نباشند اما در لحظهای که پای ایران در میان است، نقطه مشترک خود را پیدا کنند.
این همان سرمایهای است که دولت پزشکیان در اختیار دارد؛ سرمایهای که مردم ساختهاند و دولت باید از آن برای عبور از بحرانهای بعدی استفاده کند.



































































































































































![[رامتین مرتضوی] نیمه گمشده اما مجازی!](/news/u/2026-08-18/ettelaat-rq5hs.jpg)